به کودها و سموم شیمیایی بگوییم نه نه نه…همت کنیم تا دیر نشده…

به کودها و سموم شیمیایی بگوییم نه نه نه…

به کودها و سموم شیمیایی بگوییم نه نه نه

 

بامشاد شعبانی- فرهنگی بازنشسته

به کودها و سموم شیمیایی بگوییم نه نه نه…

از آنجا که گروه رسانه ای شاندرمن۲۰ به مسائل مربوط به محیط زیست علاقه و تمایل دارد و این از نظر اینجانب انتخابی درست و کاری پسندیده است و نظر به ارتباط مستقیم غیرقابل انکار سلامتی انسان با محیط زیست که سیستمی متشکل ازحلقه های بهم پیوسته بوده که حیات هر حلقه محتاج به حیات حلقه دیگر است،‌ ناگزیر هستیم به حفظ  آن که با سلامتی و شادابی ما مرتبط است!

بامشاد شعبانی

 

 

البته قصد ندارم در این یادداشت با تکرارمطالبی از فواید و نعمات محیط زیست که تکرار مکرارت است، شما خوانندگان بزرگاور را خسته و مکدر نمایم.

مدت مدیدی هست که موضوعی ذهنم را درگیرخودنموده است. ما ایرانیان وقتی پای حرف درمیان باشد اطلاعات تئوریک و ذهنی جالبی از خود بروز می دهیم که برمی گردد به سیستم آموزشی ما که بیشتر به محفوظات تکیه دارد تا عمل! آری آنچه ذهنم را به خودمشغول نموده است، استفاده بی رویه و بی دلیل از سموم و کودهای شیمیایی دربخش کشاورزی است.

 

کشاورز برنج کار به دلیل اتکا به تک محصول برنج و نگرانی از مشکلات و گرفتاری هایی که دارد تنها راه حفظ و افزایش محصول خود را در استفاده از سم و کود شیمیایی می بیند! اما برای کشاورزان توضیح داده نشده است که اگر بخاطر استفاده ازسم و کودشیمایی چند کیلو محصول بیشتر از مزرعه ات برداشت می کنی، درعوض بطور غیر محسوس چندین برابر آن “تاوان” می دهی! اینکه سموم و کود های شیمیایی علاوه بر تاثیرات مخربی که روی محیط زیست باقی می گذارند، روی سلامتی خود، فرزندان و هموطنان اش تاثیراتی باقی می گذارند که بسیار مخرب تر از آن تاثیراتی است که روی محیط زیست می گذارند، منتهی با این تفاوت که بیشتر تاثیرات محیط زیستی برای ما ملموس تر و قابل مشاهده اند، ولی تاثیرات منفی آن روی سلامتی مملوس نبوده و یا مورد توجه قرار نمی گیرند.

به کودها و سموم شیمیایی بگوییم نه نه نه…

تاثیرات منفی استفاده از کود هایی شیمیایی روس سلامتی انسان به دو گروه تقسیم می شوند؛ یکی مسمومیت های در حین استفاده از سموم است که آنی و زودگذر و در صورت اقدام به موقع می توان بی اثرش کرد، ولی نوع دوم تاثیرات منفی، خفیف و بدون تظاهرات آنی و به مرور زمان است، بنحوی که ما متوجه اش نیستم و چه بسا بسیاری از بیماری های ما ریشه در این دارد، ولی ما و حتی پزشکان آنها را به دلایل دیگری مرتبط می کنند!!

به کودها و سموم شیمیایی بگوییم نه نه نه…

بنظر می آید که به مقوله تاثیرات منفی کود و سموم شیمایی روی محیط زیست کمتر پرداخته شده است. اینکه آبهای سطحی و زیر زمینی را آلوده می کنند و اینکه این آب های آلوده به دیگر موجودات آسیب می زنند، اینکه این آب های آلوده به کود و سم، وارد آب رودخانه و نهایتاً وارد مرداب و دریا می شوند، اینکه دیگر امروز رودخانه مرغک و دیگر رودهای استان گیلان مثل گذشته های نه چندان دور پر از انواع ماهی، حتی ماهی سفید و قزل آلا نیست، اینکه دیگر مثل گذشته در موقع وقوع سیلاب در مزارع مون ماهی سفید و قزل آلایی نمی بینیم تا بگیریم شون و پاچه های شلوارمون رو پر از ماهی کنیم، (به یاد دارم در سال ۵۰ یا ۵۱ سیلاب وحشتناکی در شاندرمن براه افتاد، البته آن موقع رودخانه شاندرمن مثل امروز که در اثر برداشت شن و ماسه عمیق شده است عمقی نداشت. شاید کف رودخانه با لبه آن بندرت از دو متر تجاوز می کرد در حالیکه امروزه این تفاوت در کمترین حد خود بیش از پنج متر و دربیشتر مسیر به بیش از ده متر رسیده است، آن سیلاب از رودخانه به طرف مزارع و در مسیرش وارد بازار شاندرمن از کنار ساختمان مرحوم وثوقی شد، هر مزرعه ای که سیلاب وارد آن شده بود پر از ماهی های مختلف ازجمله ماهی سفید بود و مردم نیز اقدام به جمع آوری آنها می کردند)، اینکه دیگر از دسته های چند صدهزارتایی سار و کلاغ های سیاه خبری نیست، اینکه برای شکار بدون استفاده از سلاح و فقط با ترفندهایی مثل انواع تله، دیگر پرندگان مهاجر در مزارع ما فرود نمی آیند چه برسد به اینکه شکارشان کنیم! دیگر از غارغار “غارغاری ها” لک لک و حواسیل خبری نیست، دیگر از منظره زیبای لانه سازی لک لک ها روی درختان بلوط سربه فلک کشیده در دامنه های جنگل ها و آن سر و صدای عجیب وغریب شان به موقع حمله دشمن خبری نیست! دیگر حتی ازآن درختان بلوط تنومند و سربه فلک کشیده هم خبری نیست! و همه به خاطره ها پیوسته اند! دیگر از آن زالوها، آن پزشکان مزارع خبری نیست ، زالوهایی که به وفور در مزارع وول می خوردند و تا کشاورز خبردار می شد زالو یک شکم سیر خون از بدنش مکیده بود، یک حجامت رایگان! شاید یکی بپرسدکه غیب شدن سارها و لک لک ها و دیگر پرندگان مثل ووشوم، و مهاجرانی که با نام جنغز و نوشت و….( متاسفانه اسامی معادل فارسی شونو بلد نبودم خوشحال خواهم شد اگر دوستانی که می دانند به اشتراک بگذارند) چه ربطی به کود و سم دارد؟

 

تا دهه چهل در مزارع گیلان آفتی بنام کرم ساقه خوار برنج نداشتیم که این آفت از طریق برنج ها و کالاهای وارداتی وارد مزاراع ما شد، اینکه گفته می شود آمریکایی ها و اسرائیلی ها به عمدبه کشور ما وارد کردند نمی تواند درست باشد. کرم ساقه خوار هم به عنوان یک موجود زنده سعی در حفظ بقای خود دارد. به هرحال پس از رشد جمعیت این کرم و آثار تخریبی وحشتناکی که روی محصول برنج گذاشت مسئولان وقت بدون مطالعه و باصطلاح با تصمیمات هیجانی و غیرکارشناسانه، سم آفت کش دیازنون هفتادوپنج درصد که قدرت نابودی وحشتناکی داشت را به رایگان بین کشاورزان توزیع نمودند، همه کسانیکه سنی بیش از ۵۵ سال دارند حتماً بخاطر دارند که پس از هر سمپاشی (این سم را بصورت جامد و دراژه ای، چیزی شبیه کود سیاه “اوره” توزیع می کردند و بصورت کود مخلوط با ماسه می پاشیدند که اکنون هم با غلظت پایین ده درصد استفاده می کنند) علاوه کرم ساقه خوار، هر موجود زنده ای که در مزارع و اطراف مزارع زندگی می کرد، تلف می شد. طولی نکشید که جمعیت پرندگان بومی چنان رو به نقصان گذاشت که بیم آن می رفت منقرض گردند! علاوه بر سم و کود، ورود ماشین آلات کشاورزی مزید بر علت شد.

 

امیدوارم بنده را متهم به ضدیت با مدرنیسم نکنید، قبل از ورود ماشین آلات کشاورزی، کشاورزان با استفاده از حیواناتی مثل گاو نر و اسب مزرعه راشخم می زدند و چون سرعت کار پایین بود، لاجرم از آبان ماه اقدام به شخم زنی اولیه می کردند و به مزرعه شخم زده شده آب می بستند و چون رودخانه اصلی مثل امروز عمقی نداشت، کشاورزان براحتی و با دست می توانستند آب را به نهر های محلی هدایت کنند. این عمل؛ آب تخت کردن مزرعه؛ مانند یک آبنما عمل می کرد و باعث می شد پرندگان مهاجر عبوری روی مزرعه فرود آیندکه هم آفت خور بودند و هم فضولات شان کودطبیعی. 

به کودها و سموم شیمیایی بگوییم نه نه نه…

از آنجا که این مبحث تمام نشدنی است و جای حرف بسیار دارد که امیدوارم دیگران دوستان ورود نمایند تا بیشتر بدانیم، اما غرض و نیت من از طرح موضوع پیشنهاد ” تشکیل یک کمپین برای تشویق کشاورزان به عدم استفاده از کود و سم شیمایی و ترغیب آنان به استفاده از روش های زراعی و مبارزه بیولوژیک برای مبارزه با آفات و استفاده از کودهای گیاهی و حیوانی به جای کودهای شیمیایی” است، می توانیم نام و نمادی مناسب برای کمپین انتخاب کنیم، از آنجاکه خوشبختانه منطقه ما از نعمت جوانان با استعدادبرخورداراست ” می توانیم از طریق شاندرمن ۲۰ و آنها نام و لوگوی مناسبی برایش تعیین کنیم.

به کودها و سموم شیمیایی بگوییم نه نه نه…

به هرحال در صورتی که شما قبول کنید کار سختی در پیش داریم، ما باید بتوانیم در هر روستا ” تمامی روستاهای گیلان “چند نفر را همراه خود کنیم تا از طریق آنها اهداف مان رابه پیش ببریم. کسانیکه قادر باشند برای کشاورزان توضیح دهندکه چه خطراتی از ناحیه سم و کود شیمیایی متوجه آنهاست. اینکه چرا سن سکته به زیر سی سال رسیده است، اینکه چرا استان گیلان بیشترین مبتلایان به انواع بیماری های سرطانی را دارد! آیا وقت آن نرسیده تجدیدنظری اساسی در روش های مبارزه با آفات و بیماری های گیاهی بکنیم!؟ آیا تنها راه برای خلاصی از آفات و بیماری های گیاهی فقط مبارزه شیمیایی است؟ جواب این سئوالات منفی است، یعنی تنها راه حل سموم شیمیایی نیستند! راههای بهتر و کم هزینه تر و بی خطر هم وجود دارد و آن مبارزه زراعی و بیولوژیک است! بعنوان مثال در مبارزه با کرم ساقه خوار برنج که بیشترین خسارت را به برنج وارد می کند، می توان با مبارزه زراعی، یعنی پس از جمع آوری محصول، علف های هرز و باقیمانده ساقه برنج را بسوزانند و زمین را شخم پاییزه بزنند (بشرط اینکه مسئولان اداره آبیاری آب مورد نیاز برای کشاورزان را تامین کنند، یعنی برای کانال آبخورها از طریق کانال و برای رودخانه آبخورها سربندها را طوری درست کننده که نهرها دایم آب داشته باشند) پس می توان گفت با سوزاندن و شخم پاییزه توانسته ایم ۵۰ درصد جمعیت آفت را از بین ببریم، لازم بذکر است که شخم پاییزه و آب تخت کردن مزرعه علاوه برکاهش جمعیت کرم ساقه خوار، فواید دیگری نیز دارد از جمله جبران کسری آب سفره های زیرزمینی که با حفر چاه برداشت می شوند، همچنبن باعث می شود که پرندگان عبوری و مهاجر دوباره روی زمین ما فرود آیند. از جمله دسته های پرجمعیت سار و کلاغ سیاه یعنی دوباره خاطرات گذشته زنده می شوند. تمامی پرندگان به کاهش جمعیت آفات زراعی از جمله کرم ساقه خوار کمک می کنند. شخم پاییزه باعث میشود بخشی از تخم آفات در اثر سرما و یخبندان از بین برود و بخشی هم در دسترس پرندگان قرار گیرد و خوراک آنها شود، از دیگر راهها پرورش غاز و اردک است و رهاکردن آنها در مزرعه که هم در آمدی برای کشاورزن است و هم آفتخوارند و هم با فضولات شان به زمین کود آلی حیوانی سالم داده ایم، با این کار در مجموع بالای ۵۰درصد‌ از جمعیت آفت را از بین برده ایم و از آن کاسته ایم یعنی مجموعاً ۵۰درصد، برای آن ۵۰درصد باقیمانده با مبارزه بیولوژیک یعنی بجای سم از زنبور تریکوگراما استفاد کنیم بیش از۳۰درصد از جمعیت آفت را با ین روش از بین برده ایم، آن ۱۵ تا ۲۰ درصد باقیمانده نمی توانند خسارت چندانی به محصول وارد کنند.

 

در یک جمع بندی، کشاورز بدون استفاده از سم از شر آفت خلاص شده، اگر اردک و غاز پرورش داده باشند یک سودی هم برده اند، در عین حال با شخم پاییزه و فضولات پرندگان وحشی و غاز و اردک پرورشی مزرعه اش تقویت شده و نیاز به کودشیمیایی ندارد. در عوض با اندک کود حیوانی و یا گیاهی زمین را تقویت می نماید دوباره زالوها سروکله شان پیدامی شود، کودشیمیایی بخاطر شوری که دارند باعث از بین رفتن زالوها شدند، شوری کودهای شیمیایی زمین های ما را در برابر کم آبی کم تحمل نموده اند، در آن زمان که از کودشیمیایی خبری نبود در صورت خشکسالی زمین های ما تا ۲۰روز بی آبی را تحمل می کردند ولی الان بندرت تا یک هفته تحمل می کنند!

 

به کودها و سموم شیمیایی بگوییم نه نه نه…

از خسارات و مضرات سم و کود شیمیایی هرچه بگوییم کم گفته ایم. پس با آگاهی که داریم به کود و سم شیمیایی بگوییم نه نه نه. بدنبال تولید محصول پاک و سالم باشیم، در درجه اول بخاطرسلامتی خودمان. گیلان و مازندران بیش از دو میلیون و دویست هزارتن برنج تولید می کنند، برنجکاران گیلانی و مازندرانی می توانند بیماری تقیسم کنند! می توانند سلامتی تقسیم کنند، من معتقدم به پایین رفتن آب سفره های زیرزمینی در سایر استانها بی ربط با اقدام کشاورزان گیلانی و مازندرانی نیست، ماشین آلات باعث شده اند کشاورزان در اواخر اسفند یا اوایل فروردین بفکر شخم و آب تخت کردن مزارع باشند، درصورتیکه درگذشته از پاییز مزارع آب تخت می شد و این آبها به سفره های زیرزمینی نفوذ می کردند. وقتی ما میگوییم گیلان، قزوین، همدان و اصفهان در واقع تقسیم بندی های قرار دادی و سیاسی است، این مرزبندی در مجراهای آبهای زیرزمینی وجود ندارد یعنی تمامی کره زمین از طریق مجراها با هم در ارتباط هستند در واقع مجراها مانند رگها و مویرگهای خونی بدن ما عمل می کنند شما حساب کنید وقتی صدها هزار هکتار بمدت زمین آبگیری شوند (بطور متوسط برای هر هکتار۳۰۰۰۰ متر مکعب) که رقم بزرگی خواهد بود و بخش اعظمی از این آبها وارد مجراها و سفره های زیرزمینی خواهد شد.  ما به اشتباه گمان می بریم آب در نقاط پست جمع میشود ولی اینطور نیست، مگر نه اینکه کره زمین درآسمان معلق است و باگردش دوگانه خود در مدار خود ثابت است، و دیگر اینکه مگرنه اینکه بیشر آبهای شیرین از ارتفاعات از دل چشمه ها خارج و بطرف نقاط پست تر جریان می یابند ؟ از طرفی ما از روی سطح زمین و با مشاهدات عینی پستی و بلندی را تصور می نماییم، اما اگر زمین را گلوله ای توخالی فرض کنیم و در داخل آن قرارگیرم، کوهها و نقاط مرتفع را بطرف پایین و نقاط پست را بلندتر از آن خواهیم دید!! پس آبهای سطحی که وارد مجراها و سفره ها می شوند بطرف نقاط پست تر، نقاطی که برای ما بعکس مرتفع هستند جریان می یابند و دلیل اینکه سرمنشاء تمامی رودها، ارتفاعات هستند به همین علت است، اکنون اگر گیلان و مازندران که نسبت به دیگر استانها در سطح نقاط پست و از منظر درونی نقاط بلند محسوب می شوندف در نتیجه آبهای مزارع که به مجراها و سفره ها جربان می یابند در درون زمین بطرف استانهای مرتفع تر و کوهستانها میل پیدا می کنند که باعث افزایش آب رودها و سفره های زیرزمینی و در نتیجه بالا آمدن آبهای زیرسطحی بجای پایین رفتن که هر روزه شاهد اخبار در سانه های مختلف هستیم که باکمال تاسف موجبات نگرانی کارشناسان و کشاورزان گردیده است.

به کودها و سموم شیمیایی بگوییم نه نه نه…

در انتها با یاد آوری این نکات که حذف کود و سموم شیمیایی می تواند دستاوردهای خوبی داشته باشد، کاهش بیماری های مرتبط ، احیاء محیط زیست و استحکام زنجیره آن و افزایش موجودات آبزی مانند انواع ماهی که منبع غنی و سالمی برای تغذیه انسان هستند و همچنین دیگر آبزیان و دوزیستان از جمله قورباغه ها که شکارچی آفات هستند، بازگشت پزشکان طبیعی مزارع “زالوها” (زالو علاوه بر این در نفوذپذیری خاک نیز موثر است) کاهش سطح آلایندگی آب های سطحی و زیرزمینی و همچنین تالاب های دو استان گیلان و مازندران که اهمیت و شهرت جهانی دارند، و همچنین آب دریای خزر، و بسیاری از فواید دیگر که بایدکارشناسان این حوزه ورود نموده و به سطح آگاهی ما بیافزایند، پیشنهاد من این است برای راه اندازی چنین کمپینی در درجه اول ادارات محیط زیست، جهادکشاورزی، اداره آبیاری، بخشداری ها و دهیاران و شوراهای شهر و روستا بعنوان بازوان حمایتی کمپین و جوانان و تحصیل کردگان، معلمان و دانش آموزان بعنوان فعالین کمپین و مهمتر از همه گروه ها و سامانه های فضای مجازی و دیگر رسانه های دوستان باید دست دردست هم داده و کاری که فردا برایش دیر است، همین امروز شروع کنند، من باتوجه به سطح بالای اگاهی و فرهنگی مردم دو استان خوش بین بوده و افق روشنی را می بینم، به امیدروزهای بدون سم و کود شیمیایی!

 

بامشاد شعبانی – فرهنگی بازنشسته

 به کودها و سموم شیمیایی بگوییم نه نه ن

به کودها و سموم شیمیایی بگوییم نه نه نه…ه…

به کودها و سموم شیمیایی بگوییم نه نه نه…

به کودها و سموم شیمیایی بگوییم نه نه نه…

به کودها و سموم شیمیایی بگوییم نه نه نه…

⚠️ بازنشر مطالب فقط با ذکر منبع گروه رسانه ای شاندرمن۲۰ مجاز است.


با کلیک روی تصویر زیر پنجره اى ظاهر خواهد شد که مى بایست روى گزینه OK کلیک نمایید تا به عضویت کانال شاندرمن۲۰ در آیید.

بنر عمودى متحرک شاندرمن٢٠

 

Be Sociable, Share!