تاریخچه روستای بیتم شاندرمن

روستای بیتم هم اکنون یکی از روستاهای تابعه شهر شاندرمن استان گیلان میباشد.بیتم به معنی بدون رطوبت یا کم رطوبت می باشد. مطابق نوشته های رابینو ۱(۱۲۹۱-۱۲۸۵ ه.ش)  (( شاندرمن در میان طالشدولاب و ماسال قرار دارد به طوری که حدود آن از شمال به طالشدولاب و از جنوب به ماسال و از مشرق به گسکر و از مغرب به خلخال محدود می گردد. شاندرمن سابقاً یکی از قسمت های منطقه وسیع گسکر بوده است . از نظر  ملگونف  شاندرمن در سال ۱۸۶۰ میلادی (۱۲۷۷ هجری) از زمان هدایت خان دارای مردمی فقیر و دهکد هایی ویران بوده است. بیست سال بعد  زنوویف  گفته است که شاندرمن دارای شانزده دهکده است که چهار دهکده از آنها خراب و بقیه کم جمعیت هستند . این ناحیه که سابقاً دارای ۱۲۵۰ نفر جمعیت بوده است اکنون دارای ۳۰۰۰ نفر جمعیت است که با کشاورزی و گله داری و پرورش زنبور عسل زندگی می کنند .اکثر این مردم به چادر نشینی عادت دارند و به تناسب فصل در کوهستانها به کوچ میپردازند . در حدود یک قرن است که حکومت این ناحیه در خانواده خان فعلی نصرالله خان، فرزند رحیم خان، فرزند نصرالله خان، فرزند ابراهیم خان موروثی می باشد .۲ 

دارالحکومه شاندرمن

بیتم در پای کوه قرار دارد و مرکز نایب الحکومه است. فاصله ماسال به بیتم دو فرسنگ و فاصله بیتم به    خمیران که در حاشیه مرداب است دو فرسنگ. وفاصله بیتم به پونل در منطقه طالشدولاب سه فرسنگ     است.در آمد شاندرمن در حدود ۱۸۵۱۷٫۰۲قران است که مالیات بیتم ۸۷۳٫۳۰ قران می باشد.۳ ))

مطابق اطلاعات امروزی موقعیت جغرافیایی این روستا برابر ۳۷ درجه و ۲۵ دقیقه و ۵۹ ثانیه شمالی ،  ۴۹ درجه و ۵ دقیقه و ۲۶ ثانیه شرقی می باشد و ارتفاع آن از سطح دریا در حدود ۸۵ متر است.برطبق سرشماری سال ۱۳۸۵ این روستا دارای ۹۰ خانوار و۳۷۷ نفر جمعیت (۱۸۴ مرد و ۱۹۳ زن ) و ۲۶۰ نفر با سواد می باشد. دین اهالی اسلام شیعه مذهب می باشند . وبه زبان شیرین تالشی صحبت می کنند .شغل اصلی اکثر مردم کشاورزی و دامداری است . بیتم از جهت شمال به روستای  وزمتر  واز جهت غرب به کوههای تالش ، از جهت شرق به روستای  ظربچی  و از جهت جنوب به روستای  پلنگه سرا  منتهی می شود .فاصله آن از شاندرمن ۴٫۵ کیلومتر و از ماسال ۱۰ کیلومتر میباشد.به علت واقع شدن در پای کوه از چشم انداز بسیار زیبایی برخوردار است. به طوری که اگر کمی از دامنه کوه بالا رویم مناظر چشم نواز و سرسبزی را در پیش رو خواهیم داشت که در انتهای افق به مرداب زیبای بندرانزلی ودریا ختم میشود. هم اکنون روستای مذکور متجاوز از ۱۰۰ خانوار جمعیت دارد. در دوره قاجار بیتم از مراکز  حائز اهمیت حکومتی وخان نشین تالش بوده است. در نقشه ای از گیلان که در موزه میان پشته(کاخ شاه) بندر انزلی موجود میباشد به عنوان یکی از مراکز، ثبت شده است و این خود نشاندهنده اهمیت سیاسی منطقه میباشد.بیتم مرکز حکومت شاندرمن بوده است،وبطوریکه در فوق از رابینو ذکر شد حدود یکصد سال حکومت در خانوده ایکه بنام رحیمی هم اکنون در بیتم زندگی میکنند سابقه داشته است. از طرف ناصرالدین شاه به رحیم خان عنوان سرهنگ اعطاء میگردد و ایشان بعنوان حاکم شاندرمن اقدام به ساخت دارالحکومه در بیتم مینماید.رحیم خان در نزدیکی این بنا در ساختمانی سه طبقه وآجری ولی کوچکتر زندگی میکرد. متاسفانه اطلاعات دقیقی از تاریخ شروع و جزییات ساخت بنا در دست نیست. تنها اطلاعات موجود خاطرات حاج دوست محمد خان رحیمی فرزند نصرالله خان است که در حد توان در اختیار دوستان قرار خواهم داد.شاید این سهل انگاری از آنجا ناشی شده باشد که زندگی در این عمارت برای ساکنین آن عادی بوده و فکر نمیکردند که روزی جزء آثار تاریخی این مرز و بوم گردد.  این بنا در دو طبقه با ۲۲ اتاق وزیربنایی در حدود۴۷۰ مترمربع درهر طبقه ساخته شده است .در ساخت دیوارها از آجر استفاده شده که در نزدیکی محل مربوطه کار پخت آجرها انجام گرفته است .عرض دیوارها درطبقه اول در حدود یک متراست که در طبقه فوقانی کمتر شده است.در ساخت دربها و پنجره ها از چوب ٱزاد و ملچ وگردو استفاده شده وهمچنین بالکن سراسری که در زبان محلی تلار نامیده میشود چوبی میباشد. سقف خانه در زمان ساخت لت بوده که در سال ۱۳۴۰ با حلب جایگزین میشود.  لت صفحه هایی از چوب به طول ۴۵ تا ۵۰ سانتیمتر و به عرض ۳۰ سانتیمتر است ، این چوبها را با سنگهائیکه روی آن میگذاشتند محکم میکردند ، ولی به مرور زمان  از میخ استفاده شد و تخته ها روی یکدیگر میخکوبی میشدند که هم  اکنون نیز خانه های ییلاقی لت پوش هستند .     شخصی بنام استاد زلفی که بسیار متبحر بوده کار چیدن لتهای عمارت را بدون استفاده از سنگ ومیخ انجام میداده بطوریکه در زمان بارندگی سقف چکه نمیکرده است و در زمان بادهای شدید موسمی نیز آسیبی متوجه آن نبوده است.

نقشه طبقه اول با اندکی تفاوت مشابه طبقه دوم میباشد . نیمه شمالی ساختمان قرینه نیمه جنوبی است.دو ورودی یکی در شرق ودیگری درغرب ساختمان با پلکانهای زیبا به طبقه دوم نظر بیننده را جلب مینماید.طبقه دوم محل دیدارو پذیرایی از میهمانان بوده و طبقه پایین جهت کارهای متفرقه ،آشپزی و غیره بوده است. دو سالن بزرگ مستطیل شکل در طبقه بالا وجود دارد که دو اتاق در دو طرف هر سالن و پنج اتاق مابین دو سالن قرار گرفته که همگی به یکدیگر راه دارند و باز نمودن دربها موجب تشکیل دالان شده ودر تابستان سبب خنکی اتاقها میشود. طبقه اول با دو اتاق کمی تغییر یافته  مشابه طبقه فوقانی میباشد و چند اتاق آن بدون تغییرات با دیوارهای کاهگلی که جهت انباری استقاده میشده باقی مانده است .

خانه های سنتی تالش (9)

محوطه بنا سنگفرش بوده که قسمتی از آن هنوز باقی است. لازم به یادآوری است که تمام دربها و پنجره ها ، طارمی ها، تیرهای سقف در قسمت دامنه خراطی شده و کار دست می باشند.

بعد از رحیم خان فرزند ایشان نصرالله خان که فردی بسیار باسواد و مذهبی بودند جانشین پدرشد. نصرالله خان در نوجوانی جهت تحصیل به مدرسه فیضیه شهر رشت  فرستاده میشود که میرزا کوچک خان نیز در آنجا تحصیل میکرد و با یکدیگر دوست بودند و این آغازی بود برای همکاری خان با میرزا در نهضت جنگل. در طول دوران مبارزه میرزا ، خان از هواداران ایشان بودند و با یکدیگر مکاتبات زیادی داشته اند که متاسفانه بعد از شکست نهضت بعلت فشار و اختناق از طرف رضا شاه دوست محمد خان اقدام به از بین بردن این نامه ها میکند . خان چندین بار فرزند خود دوست محمد را همراه نفرات مسلح به کمک میرزا فرستاده بود. این همکاریها و سایر کمکها باعث فشار از طرف حکومت بر نصرالله خان شده تا جاییکه سردار مقتدر یکبار اقدام به حمله به داراحکومه نموده و تصمیم به دستگیری نصرالله خان داشته که مدت چهل و پنج روز جنگ ودر گیری ادامه مییابد  و نیروهای ضرغام السطنه به نزدیکی عمارت میرسند . از آنجاییکه تعدادی از سربازان میرزا نیز در عمارت بودند و سخت مقاومت کردند افراد سردار مجبور به عقب نشینی شدند. هنوز آثار تیر بر روی تعدادی از ستونهای عمارت مشهود است .در یکی از این روزها دوست محمد خان از ناحیه ساعد زخمی میشوند، که بعداً در ملاقاتی که با میرزا داشتند ، از وضعیت دست ایشان سئوال میکنند ومیفرماید این برای جوان نشان افتخاراست.دوست محمد خان این گفته میرزا را به کرات وبا احساس خاصی بیان میکردند. این فشارها در نهایت منجر به تضعیف قدرت خان شده وباعث نقل مکان موقت ایشان به رشت وزندگی درمحله سبزه میدان میشود.        در این مدت پدرعبدالحسین خان مرزبانی حاکم میشود.اکنون خانواده مرزبانی در بیتم ساکن هستند.پدرعبدالحسین خان پسرعموی رحیم خان بود.

آقای علی ماسالی در کتاب سیری در فرهنگ ، تاریخ و جغرافیای تاریخی تالش در قسمت حکومتگران شاندرمن چنین نوشته است  «در سال ۱۳۰۸ هجری قمری ابو نصر میرزا فرستاده ویژه ناصرالدین شاه که به تالش سفر کرده بود توقفی نیز در ماسال و شاندرمن داشته است.او در سفرنامه خود اقدام به توصیف چگونگی وضعیت حکومتگران ومشکلات ومعضلات سیاسی واجتماعی واقتصادی آنان ومردم این نواحی پرداخته ومینویسد که از طاهر گوراب به ماسال جادهای مناسب وجود نداشت اما راه مال رویی دیده میشد که در مسیر رودخانه خالکایی ماسال قرار داشته است . در هنگام عبور از شاندرمن توقف کوتاهی نیز در آنجا کرد و اوضاع اقتصادی مردم شاندرمن را اسفناک توصیف کرده است او در گزارشات خود به ناصرالدین شاه ضمن اشاره به ظلم و تعدی والی گیلان نسبت به حکام ولایات کوچکتر در این باره مینویسد مرزبان خان از حکام شاندرمن که در بیتم سکونت دارد به خاطر پرداخت های سنگین مالیاتی به دولت مجبور به دریافت قرض و وام های کلان شده و به همین منظور بساری از املاک خود را نزد مالکان بزرگ غیر بومی به رهن گذارده است . رابینو که تقریباً بیست سال پس از سفر ابو نصر میرزا به ماسال و شاندرمن به این نواحی آمده بود در نوشته های خود نیز از حکام شاندرمن نام برده که نوشته های وی را در ابتدا مطاتعه نمودید. رابینو همچنین قدمت حکومت خانواده نصرالله خان را بیش از یکصد سال دانسته و می نویسد حکومت شاندرمن در بین خانواده فعلی نصرالله خان موروثی بوده است . اما به نظر می رسد که تنها از طریق فرزند ارشد انتقال و ادامه نیافته باشد بلکه از زمان رحیم خان به بعد حکومت آنجا بین دو خانواده و پسر عموزادگان یکدیگر دست به دست شده است . به نظر می رسد که مرزبان خان پس از رحیم خان (عموی خود) به حکومت شاندرمن نشسته باشد.»

بدست آوردن حکومت بیشتر از طریق دادن پول زیاد و به طریق مزایده مالیاتی بوده است.

بعلت متروکه ماندن عمارت ، ساختمان تا حدی تخریب شده بود که دوباره نصرالله خان بعنوان حاکم از رشت برمیگردد و در عمارت ساکن می شود.نصرالله خان داماد حاکم ماسال جواد خان نیز بود که این نیز در تقویت پایه های حکومت ایشان موثر بوده است.در زمان نقل مکان نصرالله خان ساختمان مورد دستبرد قرار گرفته بود و تعدادی از دربها به سرقت رفته و به ساختمان آسیب زیادی وارد شده بود.منتهی خان با وجود اینکه فردی باسواد بود سهل انگار نیز بوده و به این جهت نسبت به مرمت عمارت بی توجهی کرده و سالهای پایانی عمر خود را به همان صورت در این بنا طی کرد ودر سال ۱۳۱۲ ه.ش دار فانی را وداع گفت .

از این تاریخ به بعد فصل تازه ای برای این بنای تاریخی باز شد. تنها فرزند ذکور نصرالله خان بنام دوست محمد خان وارث این عمارت گردید.ایشان نیز فردی باسواد و بسیار مذهبی بودند و مورد احترام اهالی ماسال و شاندرمن بودند.بر خلاف پدر فردی نکته سنج و دقیق بوده و به نگهداری بنای مذکور توجه خاصی داشتند. دوست محمد خان در حوالی سال های ۱۳۲۲ ه.ش تا ۱۳۲۴ تصمیم به تعمیر ساختمان گرفته و سه تن از استاد کارهای بنام وقت را از روستای بیلیل خلخال که در ساخت کارهای چوبی عمارت های بزگ مهارت داشتند آورده و مشغول به مرمت ساختمان نمودند . تعدادی از دربها به سرقت رفته بودند و مقداری تخته های کف ساختمان به مرور زمان پوسیده شده بودند . این سه استاد کار نجار که برادر یکدیگر بودند و نام دو تن از آنها  یوسف و تقی بود از پاییز شروع بکار کرده ودر بهار سال آینده کار تعمیر وبازسازی ساختمان را به اتمام رساندند . دوست محمد خان تغیراتی نیز در بنا ایجاد کرد . از جمله تبدیل چند درب قسمت جنوبی به پنجره ، مسدود کردن شومینه های داخل عمارت ، برداشتن دو بالکن کوچک در بالکن بزرگ  و سراسری ( تلار ) را که گوشواره مینامیدند و احتمالاً جهت خواب واستراحت بوده است . مسدود کردن شومینه به احتمال زیاد به جهت امنیت ساختمان بوده چرا که تعداد زیادی از ساختمان های قدیمی دچار آتش سوزی شده و از بین رفته بودند زیرا شومینه های قدیمی که هیزمی بودند نیاز به مراقبت از دودکشها داشتند.ونهایتاً این بنا تقریباً به همان شکل تا به امروز حفظ شده است که لازم میدانم از خانواده رحیمی در حفظ این بنا تشکر کنم . این بنا در تاریخ ۱۳۸۴/۸/۱۴ درسازمان میراث فرهنگی و گردشگری استان گیلان  بنام ساختمان دوست محمد خان ثبت شده است و در سال ۱۳۸۶ با توجه و پیگیری این سازمان سقف بنا مرمت گردید . با توجه به منحصر به فرد بودن این بنا در استان جهت بازسازی و حفظ این اثر تاریخی و معرفی بیشتر آن توجه مضاعف مسئولین و بویژه میراث فرهنگی را میطلبد .

 

نویسنده: نصیر جوادی درخانه

منبع: وبلاگ بیتم شاندرمن

——————————————————————————————

۱- رابینو (۱۹۵۰-۱۸۷۷) برای جمع آوری مطالب کتاب ولایات دارالمرز ایران- گیلان در فاصله سال های ۱۹۰۶ الی ۱۹۱۲ که با عنوان کنسولیاری بریتانبا در رشت به سر می برد صمیمانه به تلاش پرداخت.

۲-دوست محمد خان ، فرزند نصرالله خان ،اعتقاد داشت در ذکر نام جد بزرگشان اشتباهی صورت گرفته ونام ایشان رستم خان بوده ونه ابراهیم خان . حال این تضاد از کجا ناشی شده است بنده بی اطلاع هستم.

۳ – رابینو، ه.ل، ۱۳۵۰، انتشارات بنیاد فرهنگ ایران ، ترجمه  جعفر خمامی زاده ، صفحات ۱۲۸ تا ۱۳۳

Be Sociable, Share!

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.