تالشون چیلَه شَو^ (شب یلدای تالشی ها)

مازیار احمدی

مازیار احمدی

پاییز هزار رنگ هم رو به پایان است و زمستان سرد و فصل برف سپید در راه و باز به مناسبتی بازمانده تمدن کهن و باستانی ایرانیان نزدیک می شویم و این مناسبت چیزی نیست جز “چیلَه شَو^” که همان بلند ترین شب سال که تا نیمه شبش در پاییز است و بعد از آنهم در زمستان. ایرانیان که سابقه ای دیرین در برگزاری آیین و مناسبت های خاص و مفرح دارند، از گذشته های بسیار دور این شب را بعنوان بلندترین شب سال با برگزاری آیین ها و سنت های خاص گرامی داشته اند.

در باورهای باستانی ایرانیان، یلدا، شب زاد و زایش مهر است و پیشینه این باور به دیرینه‌ترین روزگار آیینی ایران باستان در آن سوی هزاره‌ها می‌رسد (به ایزد مهر و آیین مهر یا روزگار مهرپرستی آریاییان). برگزاری مراسم یلدا، آیینی خانوادگی است و شب‌نشینی‌ها به خویشاوندان و دوستان نزدیک محدود می‌شود. ایران کشوری با فرهنگی غنی است که مردمانش بنا به ذوق و سلیقه و طبیعت منطقه‌ای که در آن زیست می‌کنند، هر یک برای برگزاری سنت‌های کهن آداب خاص خود را دارند.

تالشون چیله شو

نام واژه “چیلَه شَو^”

چله شب در زبان کهن و بسیار ریشه ای ایرانی تالشی، چیله شَو است. چیلَه شَو^، در واقع چیل است + فتحه ی مضاف + شب. چیل = پوسته و پوست تخم مرغ است ، و پوست هر تخم دیگری. در بعضی از زبان های کهن ایرانی به جای فتحه ی مضاف کسره ی مضاف وجود دارد. در این زبان ها ، بر عکس فارسی دری و کردی و … مانند زبان تالشی ، روسی و آلمانی ، صفت قبل از موصوف می آید.

مثال: (سیب ِ سرخ – فارسی)- (سیف ِ سور – کردی) ذ- (سرَ سیف – تالشی)

این تغییر باعث می شود که کسره مضاف به فتحه ی مضاف تبدیل شود. چله در واقع چل َ است. فتحه ی مضاف است که در زبان جدید ایرانی – یعنی فارسی دری – آن شکل را یافته است. چله ربطی به چهل ندارد، چنانکه ما چله ی کوچک نیز داریم ، اما نامش همچنان چله است. چیل ژندن یعنی پوسته شکافی. و اگر به فارسی دری بگوییم می شود چیل زدن، و آن شکستگی ای است که وقت تولد جوجه به وسیله ی نوک جوجه بر پوسته ی تخم مرغ ایجاد می شود.

یلدا واژه ای است سریانی به معنی تولد و چله نیز دقیق همان معنی را دارد. به عنوان نمونه وقتی آفتاب صبحگاهان از افق کمی سر بر کرده و هنوز گِرد و تمام دیده نمی شود ، تالش ها به این حالت آفتاب می گویند: “آفتاوی کیجه گله چیل ژنده.” یعنی جوجه ی آفتاب پوسته ی تخم افق را شکافته برای تولد. یا وقتی که جوجه پوست تخم مرغ را می شکند تا بیرون بیاید، می گویند ، مورغونه چیل ژنده. یعنی تخم شکسته شده و بزودی است که جوجه زاده شود.

چیل در تالشی یعنی پوسته و خصوصاً به پوست تخم مرغ می گویند. و چیله شو ، چله شب ، شب پوسته شکافی است. شب چیل زدن است به تخم افق به وسیله ی جوجه ی خورشید. شب چله شبی است که در صبح اش جوجه خورشید بعد از آن شب بلند و نگران کننده ، دوباره زاده می شود و جهانی به کودک نور دلداده.

اس-ام-اس-شب-یلدا

آیین و سنت “چیلَه شَو^” در نزد تالشان

تالشی ها نیز بعنوان یکی از قدیمی ترین اقوام ایران، از دیر زمان دوران اجدادشان یعنی همان “تاتاگوش” های زمان هخامنشیان و کوروش بزرگ ( یا کاودسیان از قول تاریخ نگاران رومی) تا به امروز این شب خاص را بهانه ای قرار داداه اند برای دید و بازدید آشنایان و فامیل، عرض ارادت کوچکترها به بزرگترها وجویا شدن از احوال آنها و همچنین دورهمی های شادمانه که معمولاً تا دیر هنگام و پاسی از شب ادامه دارد. در خصوص علت برگزاری چنین آیین و سنتی نیز می توان چنین گفت مردم تالش “چیله شَو^” را به امید در پیش داشتن زمستانی خوب و پر از بارش برف رحمت الهی جشن می گیرند تا از این برف ذخیره آب خوبی در کوهستانها مهیا گردد برای فصل بهار که در تالش شروع فصل “بجاره کار” است. و همه این ها بهانه ای بوده برای ایجاد جمع هایی گرم و صمیمی در “شَو^ نشینی” های تالشی ها همراه با مراسم و آیین های خاص خود است که در ادامه به آن خواهیم پرداخت.

غذاها و خوراکی های مخصوص “چیلَه شَو^”

یکی از ویژگی های شب یلدا در تالش غذاها و خوارکی های خاص آن است. مادران تالشی سعی می کنند تا این غذاها را به خوشمزه ترین شکل ممکن پخت نمایند تا یکی از ویژگی های این شب خاص نیز با غذاهای خاص آن شکل بگیرد. قدیم ترها که تولیدات محلی در خانواده ها بسیار بیشتر از امروز بود. اغلب مواد خوراکی و خوردنی های این شب از تولیدات خود خانواده های تالشی بود و نیازی به خرید آن از بازار نبود، ولی امروزه با ماشینی شدن زندگی ها و تبدیل شدن باغ ها و مزارع به ویلا و آپارتمان دیگر به ندرت خبری از آن باغ های پربار و حصولات طبیعی خانواده های تالشی است و در نقاط شهری و حتی برخی نقاط روستایی بیشتر مایحتاج این شب را از بازار خریداری می کنند.

چیله شَو^ی شام:

از غذاهای شب چله تالشی ها می توان به “سیا خوروش” یا “وُزَ قاتق”، ایسبیه ماهی، “ترشَ تاره”، “کویه قاتق”، “ترشه آش” و “سَوزی پلا با ماهی”، با چاشنی هایی چند “سیر ترشی”، ” سیرداغ” ” ماست و بورانی”، ” وُزَه کوکو” و “سَوزی کوکو” اشاره نمود.

چیله شَو^ی شَو^ جیرَه

خوردنی های شب یلدا شامل انواع آجیل و “برشته برج”، “مرجو”، “کویَه دونه”، “پَتَه کوی”، کلوچه خوشمزه ی”کاکا”، میوه های فصل نظیر انار، “سیف”، پرتقال، “فطر”و “بی”.

معمولا مرغوبترین کدو را خانواده ها برای این شب حفظ می کنند و از بعد از ظهر همان روز به پختن آن مشغول می شوند. از قدیم می گویند خوردن میوه ترش برای سرما نخوردن در این فصل خوب است؛ امروزه به سبد میوه ها موز و چند قلم میوه جدید هم اضافه شده است.

خوردن هندوانه اما وجهه مشترک همه ملل و نژادهای این جغرافیای فرهنگی است در تالش چه در میان تالشان آنسوی مرز (قسمت جدا شده در جنگ های ایران و روس) و چه میان تالشان ایران رسمی منحصر فرد برای این شب طولانی وجود دارد. اهالی تالش بر این باورند که اگر در شب یلدا هندوانه بخورند، سرمای زمستان برآنان اثر نمی‌گذارد.

yalda.jpg1

رسومات تالشی مربوط به چیله شَو^:

فال پوست هندوانه: یکی از رسوم قدیمی این دیار است که در مناطق مختلف تالش مرسوم بوده است به صورت دیگیری هم برگزار می گردد. روش کار بدین شکل است که پوست هندوانه را می‌برند و چهار قسمت می‌کنند و در یک دست می‌گیرند و نیت می‌کنند و از جلو به پشت می‌اندازند:

اگر ۲ قطعه سبز و دو قطعه سفید بیفتد – خیر است، اگر ۳ قطعه سبز و یک قطعه سفید بیفتد – خوب است، اگر یک قطعه سبز و ۳ قطعه سفید بیفتد – باطل است و سرانجام اگر هر ۴ قطعه سبز باشد خیلی خوب است. (دختران دم‌بخت هم از این شیوه برای فرداها و آرزوهای خود استفاده می‌کردند). یا اینکه اگر سه قسمت از چهار قسمت هندوانه به سمت بیرونی یا پوست می افتاد معنایش این بود که نوزاد پسر دنیا می آمد اما اگر سه قسمت از چهار قسمت به سمت درونی یا داخل هندوانه می افتاد نوزاد دختر متولد می شد. اگرچه این عمل هرگز پشتوانه علمی ندارد اما این از حس کنجکاوانه انسان ها برای پیش گویی است. این عمل در میان تالشان برای خوشگذرانی هم که شده همچنان در شب یلدا تکرار می شود. امید به زندگی، شادی، تفریح و خوشگذرانی از نشانه های آداب و رسوم در شب یلدا و مراسم دیگر ملت های زیر پرچم ایران بود. همین باورها بود که اسطوره ساز می شد بزم و شادی به وجود می آورد و حتی امید را به ناخوداگاه مردم تلقین می کرد و خلاقیت بشر برای شادمانی و آفرینش لحظات خوش که خود مولد و محرک زندگی بهتر است مهم است که نباید به فراموشی سپرده شود.

فال حافظ گرفتن: یکی دیگر از رسم های شب یلدا، «فال حافظ گرفتن» است اگر رسم‌ها و آیین‌های دیگر یلدا را میراثی از فرهنگ چند هزار ساله بدانیم ولی فال حافظ گرفتن در شب یلدا در سده‌های اخیر به رسم‌های شب یلدا افزوده شده است.

شم شمی: در ماسوله که مردم آن تالش هستند نیز مراسمی به نام «شم شمی» را به جا می‌آورند که یک نوع تفعل است. هر کسی نیتی دارد دم درب خانه یا سرگذر می‌ایستد و به حرف‌های رهگذران گوش می‌دهد. چنانچه حرف‌های خوب شنیده باشد آن را به تعبیر برآورده شدن نیت خود قلمداد می‌کنند و بالعکس.

خوانچه بری: رسم دیگر در تالش این است که در این شب خوانچه‌ای (سینی بزرگ) تزیین شده به خانه ی تازه‌عروس یا نامزد خانواده بفرستند. مردم تالش در سینی خود هندوانه‌ها را تزئین می‌کنند و شال‌های قرمزی را اطرافش می‌گذارند. البته رسم است که هدیه‌ای (معمولا یک قواره پارچه یا سکه طلا) نیز به عنوان هدیه شب چله (چلّگی) به نوعروس تقدیم می‌کنند.

نقل افسانه ها و خواندان دستون های تالشی: نقل داستان های اساطیری از زبان مادر بزرگ ها و پدر بزرگ های فامیل هم قشنگ ترین قسمت این شب است که هم جالب است هم پند آموز. بعد از شام هم خانواده ها ضمن خواندن کتاب داستان های اسطوره ای و افسانه های کهن تالشی، نقالی توسط پدر خانواده و یا توسط کسانی که نقال بودند و نقالی های زیبا از امیر ارسلان نامدار وگلزار خانم ودیو فولاد زره و مادرش و یا شاهنامه خوانی وحافظ خوانی و مشاعره اشعار تالشی و فارسی، دستون های تالشی و طالع بینی می کردند و شب را با خوردن و خواندن و خندیدن و شاد بودن تا به صبح می رساندند.

معمولاًخانم ها یک کنج خانه و آقایان هم در کنج دیگر خانه مشغول صحبت می شوند آقایان مشغول انجام دادن بازی های محلی و سنتی مخصوص این شب مثل پیچاز (که از استخوان قسمتی از بدن گوسفند به دست می آید) و خانم ها هم به بافتن جوراب پشمی ( پاتُون ) و حرف و حدیث ها در مورد خودشان سرگرم هستند و خوردن دو چیز در این شب بسیار جالب است.

در آخر نیز شما خوبرویان نیک اندیش را مهمان می کنم به خواندن شعر “چیله شو” از سر کار خانم زلیخا صبا:

چیله شَوی باهم نِشن داوره
باهم هَرین چیله کا وشَوچَره
نیت کَرین فال حافط آکَرین
نقل ومثل یَندی واین خاطِره
چیله شَوون الان خرید بازاره
هندونه و لَبو سره اناره
شیرنه آجیل،، شربت وچایی جوره
سفره مین ،نَن همه نِِشن چه داوره
سیاه قاتق، سَوزی کوکو حاضره
سَوزی پلا با مایی ترشه تاره
ده َدَ ه،نه وان بِری حافظ آکَرم
شمه را واروز رون خِشه با هاره
نیت کَرم هر گز غرصه مَداره
زومستونی سغه جانی بِداره
خردنون وام شمه گوش بداره
هنته روسوماتی نی چاک بداره
ام جوره شوون شمه ویر بداره
وختی نیمونه امه ویر بوهَره
غرصه شمه دیلی دیله مَداره
خنده غمی را استه راه چاره
هیکس دنیا اومه نیه دواره
گوشه مَنش مَشِ کنج کناره
هرکس خشه موایه کِ بی عاره
دیل خشی ، دوای روز گاره
مشکیلون را مَکره نِک وناره
رنج و دردون تا شایه دور ویداره
هَه دَسی نه آدَیه هی ویگِره
هیکسی را ناجه ی بد مَداره
هنته ببه کارون دوزه تیاره
شمه نه وام سِره سیفم گول یاسِم اَنارِم
چم حرفون شمه نی ویر بداره
هر جا مندیرونه نِزیک یا دوره
خشه وختون با هم بنیه داوره
ام چمِ و شمه مینی قراره
یَندی کو هرگز مَگره کناره
نا اهل مَبه روحم نی شادبداره
شمه شادی روحم نی گوشه داره

ترجمه برخی واژه های تالشی بکار رفته در این مقاله:

چیلَه شَو^ : شب یلدا

بجارَه کار: کارکشاروزی در مزرعه

سیا خوروش یا وُزَ قاتق: فسنجان

ایسبیه مای: ماهی سفید

ترشَ تاره: نوعی خوارک محلی در تالش و گیلان

کویه قاتق: خورشت کدو

ترشه آش: آش ترش

سیرداغ: یک نوع چاشنی محلی با ترکیبی از گردو، سیر، آب و دانه های انار ترش یا آب انار ترش.

شَو^ جیرَه : (جیره شب)- خوراکی، آجیل و میوه هایی است که بعد از شام صرف می شود.

برشته برج: برنج سرخ شده

مرجو: عدس سرخ شده

کویَه دونه: دانه کدو سرخ شده

پَتَه کوی: کدو پخته شده

کاکا: نوعی کلوچه خوشمزه که تالش ها می پزند.

وُزَه کوکو و سَوزی کوکو: کوکوی گردو و کوکو سبزی

سیف: سیب

فطر: ازگیل

بی: بِه

 

 

منابع:

http://ninimami.niniweblog.com

http://zoleykhasaba.7roz.com

http://www.taleshnews.ir

http://ajgantalesh.blogfa.com

http://www.akhbar-rooz.com- (متن آقای لیثی حبیبی – م. تلنگر)

http://taleshen.ir


با کلیک روی تصویر زیر پنجره اى ظاهر خواهد شد که مى بایست روى گزینه OK کلیک نمایید تا به عضویت کانال شاندرمن۲۰ در آیید.

بنر کانال تلگرام شاندرمن۲۰

Be Sociable, Share!

19 دیدگاه برای “تالشون چیلَه شَو^ (شب یلدای تالشی ها)

  1. تالشه برا سلام و دسر درد مکرع کع تالشی را دیل سونی.
    اخیرن در جواب یکی از دوستان که در مقاله ی خود فقط واژه ی «یلدا» را بکار برده بود، نیز نکاتی نوشتم که برای اطلاع بچه های داخل در پای آخرین پست «وَشتنِ واژه ها» منتشر ساختم.
    همیشه سغ و سَر بَرز ببی

  2. سلام دوباره جناب مازیار احمدی عزیز
    دفعه ی پیش فرصت نکردم شعر خانم زلیخا صبا را بخوانم، زیرا شعر تالشی را باید با دقت زیادی خواند تا همه ی گوشه های آن دریافت شود. اینک خواندم و بسیار لذت بردم، زیرا شاعر برای گفتن شعر تلاشی نکرده. «شعر چِه دَسی دَری!»؛ شعر در دستان او بوده و او مانند یک گفتگوی ساده آن را بیان داشته؛ و این گویای آن است که ایشان ذاتن شاعر است. شعر در وجود اوست. با او زاده شده و فقط دنبال تلنگری می گردد تا از اعماق به سطح آید و بر زبان جاری گردد روان.

    این شعر روان چند اِشکال کوچولو نیز دارد که در برابر این شعر زیبا که گفتگوی عادی را می مانَد، هیچ است.
    این اِشکالات خاص زبان آن بانوی گرامی نیست؛ اغلب قلمزنان ما، حتی بسیار جا افتاده ها این نوع اشتباهات را به دو دلیل دارند. یک عادت کردن به فارسی گویی است. یعنی کسره ی مضاف را به جای فتحه ی مضاف بکار می برند. در شعرِ خیلی از مشهوران تالش این نقص بزرگ دیده می شود. در شعر آن بانو خوشبختانه این نقص بسیار کم است. و این نشان می دهد که ایشان عمیقن تالش زبان اند.
    «دیل خشی، دوایه روزگاره»
    این مصرع فارسی است. تالشی آن چنین است:
    «روزگاری دوا، دیل خشی یَه»

    دوای روزگار، فارسی است؛ تالشی آن، روزگاری دوا، می باشد. اگر می خواهیم تالشی را حفظ کنیم، به هیچ رو نباید قاعده ی صفت و موصوف و مضاف و مضاف الیه را زیر پا گذاشت. اگر گذاشتیم دیگر متن ما تالشی نیست.

    مشخصه و هویت اصلی زبان تالشی در فرق با فارسی داشتن فتحه ی مضاف است. کافی است شما بجای فتحه ی مضاف کسره ی مضاف بکار ببرید؛ در این صورت دیگر شما فارسی نوشته اید و یا بیان کرده اید؛ حتی اگر اصیل ترین واژه های تالشی را آنجا بکار برده باشید. اینجا مرز بزرگ بین زبان تالشی و زبان فارسی است.
    اکثر تحصیل کرده ها در تالش حالا با کلمات تالشی فارسی حرف می زنند. نادر تالشی است که فارسی بلد است و تالشی نیز خوب حرف می زند. مثلن در ماسال برادران بختیاری – فرزاد و پژی – تالشی حرف می زنند. نود درسد جوانان تحصیل کرده با کلمات تالشی فارسی حرف می زنند بی آنکه بدانند فارسی حرف زده اند؛ زیرا این کار بر اثر عادت صورت می گیرد و نه عمدی.
    من از شما مازیار عزیز و هم از آن گرامی بانوی شاعر ممنونم که باعث گشودن این بحث بسیار لازم شدند.

    نکته ی دیگر این است که چون در فارسی دری(فارسی کنونی) اول ساکن نیست، در نتیجه تالش واژه های اول ساکن مادر فارسی یعنی واژه های زبان پهلوی و واژه های اول ساکن خود را مکسور می سازد؛ و این حیف است زیرا آهنگ اول ساکن ها بسیار شعر آگین اند و مکسور کردنشان مکسرشان نیز می نماید.

    مثال: «هیندونَه و لَبو سِره انارَه»
    واژه ی «سر» = سرخ، اول ساکن است. در زبان های دیگر نیز که دارای اول ساکن هستند، آن حرکت خفیف را نادیده می گیرند. ولی وقتی ما به آن اِعراب می بخشیم، در واقع یک حرف – E – به آن افزوده ایم. و این بخاطر نا آشنا بودن ما با اول ساکن هاست. یعنی sr درست است و نه ser.

    چند مثال از فتحه ی مضاف تالشی و پهلوی که در فارسی به کسره بدل می شود:

    پارسَ پولیس = پارسَ شهر(تالشی، پهلوی) = پارسَه شهر(فتحه ی مضاف با قاعده ی فارسی به های غیر ملفوظ بدل می شود.)
    و خلاصه ی آن نام کهن پارس شهر است. که برگردان آن به فارسی می شود شهرِ پارس.*

    تمامی اسامی ای که اینگونه شکل گرفته اند اَفشُره ی اصل می باشند. مثل همین پارسَه شهر = پارس شهر.
    بعضی به پارسَ شهر، شهرِ پارسه می گویند، این بیان سد درسد غلط است.

    شهر های خرم شهر، آذر شهر، نیک شهر، ایران شهر همه با همین قاعده ی کهن – تالشی، پهلوی – شکل گرفته اند که برگردان آنها به فارسی می شود: شهرِ خرم، شهرِ آذر، شهرِ نیک، شهرِ ایران.
    و این رشته سر دراز دارد؛ اندگی را باز کردم که سر سخنی را گشوده باشم، تا شاید بکار آید.
    تالشه خردنن، همیشه شمه دیل شاد بوبو و تالش زمین زَیرُون و آواد!

    • استاد لیثی حبیبی سلام،
      بسیار مسروریم از اینکه شاندرمن ۲۰ رو لایق حضور پرمهرتان دانسته اید.
      بنده بعنوان شخصی که کمترین اطلاعات و دانش رو در زمینه ادبیات و بویژه تالش دارم، از متن ها و تحیلیل های ادبی و تخصصی شما استاد بزرگوار بسیار لذت می برم و همیشه خط به خط و کلمه به کلمه متن های شما بزرگوار رو با شوق و دقت مطالعه می کنم.
      جمع آوری مطالبی در خصوص “چیله شَو” باعث گردید تا بنده حقیر برای اولین بار با توانایی شما عزیز بزرگوار در زمینه ادبیات فارسی و تالشی آشنا گردم که بسی مایه مسرت برای من می باشد.
      امید وارم که حضور پرمهرتان رو باز هم در شاندرمن۲۰ تجربه کنیم و از وجود نازنین تان بهره ببریم.

    • خصوصی با درود وسپاس فراوان ازشما وجناب لیثی حبیبی من بعد از مدتها سری به وبلاگهایی که در لینک وبلاگم بودند بدون دعوت امدم من هیچوقت ادعا نکردم که خیلی کاملم وبخصوص در شعر گویی برای من مهم نیست که دیگران چه برداشتی ازمن دارند در ضمن این شما اقای احمدی بودید که ازمن خواستید که نوشته هایم را در وبلاگ خود بگذارید من اهالی شاندرمن را دوست دارم چون اکثرا قوم خویش ما هستند من کاری ندارم که اکثرانها چه شاعر وچه نویسند ه از مکتب برادرم بهر ه ها گرفتند وحالا که من خواهرش را در جامعه مجازی ودر کسوت شاعری می بینند گذشته از اینکه حمایتم نمیکنند بلکه به عناوینی برمن می تازند این بود که من باید بگویم همه را ددیی را برایی را منکو دوری را براجان باسپاس

  3. سلام
    با کار های بعضی از دوستان قلمزنِ شاندرمینی همچون آقای منفرد، کوره جانی پدر و پسر و … دورا دور آشنایی دارم؛ ولی با شما افتخار آشنایی نداشتم، نشانی سایت شما را نیز نداشتم. این آشنایی را مدیون شب چله ی ایرانیان ام. چند روز پیش نام چله و چیله را جستجو کردم تا ببینم هنوز کسی از آن سود می جوید در نوشتن و یا این واژه ی کهن و دارای داستانی علمی و زیبا دیگر از بین رفته. دیدم خوشبختانه هنوز کسانی از آن زیبای ایرانی یاد کرده اند و جالب بود که بر بالای همه ی نشانی ها نشانی شما عزیز بود و این مرا بسیار شادمان ساخت که تالشی با غیرت از چله ایرانیان یاد کرده. پس با شوق آمدم تا مطلب شما را بخوانم که دیدم از این خدمتگزار کوچک هم یادی کرده اید.

    من این روز ها خیلی گرفتارم، ولی باز تلاش می کنم در فرصت های دیگری به شما عزیز سر بزنم.
    همیشه سغ و سَربَرز ببه
    لیثی حبیبی

    در ضمن «چیلنَه خردن» = نوزاد تازه به دنیا آمده، نیز در همین زادن و چیله بُن دارد.

  4. با سلام ودرود فراوان به شما اقای مازیار احمدی از اینکه شعر چیله شومرا در این سایت گذاشتید ومورد توجه اقای لیثی حبیبی قرار گرفته وبررسی کرده خوشحالم ولی چون من ادرس انترنتی ایشان را ندارم لطف کنید برایم با اجازه خودشان ارسال کنید با سپاس

  5. سلام اقای احمدی -اتفاقی مطلب شمارو خوندم.از روی عکس و اصلییتتون فکر میکنم شما همکلاسی ازمایشگاهی ۷۷ رشت من باشین.موفق باشین

    • سلام خانم نجار، همکلاسی قدیمی بزرگوار.
      حدس شما کاملاً درسته. بسیار خوشحال شدم از ملاقات شما در شاندرمن۲۰٫
      آرزوی صحت وسلامت برای شما عزیز بزرگوار در کنار خانواده محترم دارم.

  6. درود بر شما
    تلاش شما برای حفظ و اشاعه فرهنگ زیبای تالشی در بین دوستداران و تالشی زبانان سبب خوشحالی و مسرت ماست . سپاس و قدردانی از پشتکارتان
    با آرزوی موفقیت و تداوم

    • سپاس از شما خواهر ارجمند و تشکر بابت لطف وعنایت شما،
      به امید روزی که در کنار یکدیگر قدمهای محکمتری در راستای اعتلای فرهنگ تالش برداریم.

      بسیار خوشحال خواهیم شد که باز هم به شاندرمن۲۰ افتخار حضور بدهید.

  7. باز سلام چندمین بار سلام و آرزوی سلامتی برای همه شما دوستان ویاران بقول معروف خام بودم پخته شدم سوختم وبرادران بزرگوار حق دارند ومن خودنیز واقفم که در شعر چیله شوم اشکالاتی هست چون این شعر را در سالهای دور که هنوز بچه هایم بامن بودند ونمی خواستیم ویا نمیدانستیم که هرچه واژه های تالشی در شعر ناب تر باشد اصیل تر است ویعنی در اکثر سرزمین های تالش اینگونه است ومن این شعر را خطاب به بچه هایم سرودم سره سیفم گل یاسم انارِم.. و بمرور هم سرودن شعرهای تالشی من خوب شده وهم انتقاد پذیر تر امیداوارم که این سروده من درهمین مقدار بضاعت مورد پسندتان باشد سپاس

  8. چیله شو
    چیله شَوی باهم نِشن داوره
    باهم هَرین چیله کا وشَوچَره
    نیت کَرین فال حافط آکَرین
    نقل ومثل یَندی واین خاطِره
    چیله شَوون الان خرید بازاره
    هندونه و لَبو سره اناره
    شیرنه آجیل،، شربت وچایی جوره
    سفره مین ،نَن همه نِِشن چه داوره
    سیاه قاتق، سَوزی کوکو حاضره
    سَوزی پلا با مایی ترشه تاره
    ده َدَ ه،نه وان بِری حافظ آکَرم
    شمه را واروز رون خِشه با هاره
    نیت کَرم هر گز غرصه مَداره
    زومستونی سغه جانی بِداره
    خردنون وام شمه گوش بداره
    هنته روسوماتی نی چاک بداره
    ام جوره شوون شمه ویر بداره
    وختی نیمونه امه ویر بوهَره
    غرصه شمه دیلی دیله مَداره
    خنده غمی را استه راه چاره
    هیکس دنیا اومه نیه دواره
    گوشه مَنش مَشِ کنج کناره
    هرکس خشه موایه کِ بی عاره
    دیل خشی ، دوای روز گاره
    مشکیلون را مَکره نِک وناره
    رنج و دردون تا شایه دور ویداره
    هَه دَسی نه آدَیه هی ویگِره
    هیکسی را ناجه ی بد مَداره
    هنته ببه کارون دوزه تیاره
    شمه نه وام سِره سیفم گول یاسِم اَنارِم
    چم حرفون شمه نی ویر بداره
    هر جا مندیرونه نِزیک یا دوره
    خشه وختون با هم بنیه داوره
    ام چمِ و شمه مینی قراره
    یَندی کو هرگز مَگره کناره
    نا اهل مَبه روحم نی شادبداره
    شمه شادی روحم نی گوشه داره
    زلیخا صبا باسپاس شعر بالا ما ل پانزده سال پیش است اکنون ویرایش شده وفرستادم امیدوارم شعر بالا حذف کرد واین را جایگزین کنند متشکر

  9. بازخورد: "چیله شو" چمه تالشون همه موبارک ببو | شاندرمن20

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.