تصویر آفرینی و مضمون پردازی در هسه شعرهای تالشی

سونیا رحمتی نژاد

صغری رحمتی نژاد[۱]

چکیده

     شناخت همه جانبه از شعر و ادبیات ملی در گرو تأمل و تعمق بر تمامی جنبه­های شعر و ادبیات بومی و فولکلور است در این میان، هسه/ هسا شعرها در قالبی کوتاه و با ایجازی بی­نظیر توانسته جایگاه ویژه­ای در میان شاعران و مخاطبان یافته و نقش خود را به عنوان نموداری از ادبیات تالشی از طریق مضمون­سازی و تصویرآفرینی ایفا کند. تدبر در مضامین و تصاویر به کار گرفته شده در اشعار شاعران تالش سبب شناخت اندیشه و نوع نگاه شاعران به جهان و پدیده­های پیرامون خویش می­شود. هرگاه شاعران تصاویری از اشیاء و اجزای طبیعت را به صورت خیالی در ذهن می­پرورانند، به تصرفات مجازی دست یافته و از این طریق می­توانند مضامین متعددی بیافرینند لذا در این مقاله، نگارنده از طریق روش فیش­برداری با واکاوی هسا شعرهای تالشی قدرت شاعران تالشی را در به کارگیری صورت­های خیالی شعری و خلق مضامین در صورتی موجز نشان می­دهد؛ مضامینی که با ابزارهای تصویرسازی همانند تشخیص، تشبیه، استعاره، کنایه و نماد پرورده شده­ است و سرانجام با جمع­آوری اطلاعات و تجزیه و تحلیل اشعار کوتاه سیزده شاعر تالش به نتایج قابل ملاحظه­ای دست یافته است.

 کلیدواژه­ها: تصویر، مضمون، هسه­شعر، شعرتالشی.                                                           

 

مقدمه

      زبان­ها و گویش­ها برای زنده ماندن به تکرار و کاربرد در بین گویشوران آن زبان و گویش نیاز دارند این کاربرد گاه به شکل ادبیات در قالب نثر و گاه در قالب شعر جلوه می­کند که گونه­ای از کاربست زنده ماندن زبان است؛ هنگامی که عاطفه و احساس به شکل گفتار و نوشتار تبدیل می­شود به زبان مجال جلوه­گری می­دهد. نوعی از شعرها که با نام هسا/ هسه یا اسا شعر معروف است در منطقه شمال ایران مجال هنرنمایی شاعران خوش ذوقی بومی را فراهم ساخته است. هسه شعرها فرمی از شعر کوتاه محسوب می­شوند که شاعران با گزینش کمترین و بهترین واژگان نهایت مفهوم را در کوتاهترین شعر بیان می­دارند. از گذشته­های دور در ادبیات فارسی شعر کوتاه جایگاه ویژه­ای در بین شاعران و شعردوستان داشته است، شعر کوتاه، شعری است که از لحاظ ظاهری و ارگانیک بیشتر از پنج یا لخت یا بیت نباشد و اعم از شعر سه­گانی، مفردات، رباعی، دوبیتی، ترانه­های محلی، شعر لحظه و به عبارتی در حالت فولکلور شعر لحظه تالشی شعر لحظه مازندرانی (هسه/ هسا/ اسا) شعر خسروانی کهن، نوخسروانی، طرح، هایکو می­باشد. شعر کوتاه چه در شعر کلاسیک و چه در شعر نیمایی و سپید شعری با فرم بیرونی و درونی محدود است که غالباً بین یک تا پنج لخت است. شعر سه­گانی که مبدع آن دکتر علیرضا فولادی است قالبی است با فرمی سه­لختی و ریتمیک.

     هر چند سابقه هسه شعرها به عنوان فرمی بومی به چند دهه می­رسد امّا بنابر تحقیقات انجام گرفته، پیشینه شعر کوتاه به قبل از ورود اسلام به ایران می­رسد زمانی که شعر دوران تولد و طفولیت را پشت­سر می­گذاشت. به طور مثال شعر کوتاه ذیل که منسوب به بهرام گور پادشاه ساسانی است نمونه­ای از شعر کوتاه قبل از ورود اسلام به ایران است.

منم شیر شلنبه / منم ببر یله(برگرفته از میرافضلی، ۱۳۸۶: ۱۶).

     به طور جدی، پیشینه شعر کوتاه فارسی را باید در مفردات جستجو کرد تک مصراع و یا تک بیت­هایی که غالباً در بین متون منثور گذشته به کار برده می­شد؛ جهانبخش نوروزی در کتاب شناخت زیبایی، در تعریف مفردات می­گوید:«به تک بیت­هایی گفته می­شود که ضمن نثر می­آید یا تک بیت­هایی که خود شاعر بنابر نیاز تک­بیتی را ساخته؛ یا این که این تک­بیت­ها در متن غزل یا قصیده است.»(نوروزی،۱۳۷۳: ۱۱۱). نمونه برجسته این تک­بیت­ها در ادبیات فارسی را در کلیله و دمنه، مرزبان­نامه و  گلستان سعدی می­توان مشاهده کرد. به عنوان نمونه، سعدی در حکایت غلام عجمی که دریا ندیده بود و در کشتی نشسته و از دریا می­ترسید در ضمن این حکایت تک­بیت ذیل را آورده است.

       فرق است میان آنکه یارش در بر         با آن که دو چشم انتظارش بر در (سعدی، ۱۳۸۴: ۶۵).

که به مقتضای کلام سروده تا نهایت مفهوم و مضمون را در کوتاهترین لفظ بیان دارد و سبب ملال خواننده نشود. علاوه بر مفردات در گذشته اشعاری در ساخت سه یا چهار مصرعی نیز وجود داشتند. به شعرهای سه مصرعی، خسروانی می­گفتند مانند خسروانی باربد موسیقی­دان معروف ساسانی:

خاقان ماه مانذ و قیصر خرشیذ/ آن من خدای ابر ماند کامغاران/ کخاهذ ماه پوشذ کخاهذ خرشیذ(برگرفته از میرافضلی، ۱۳۸۶: ۱۷). که نمونه­های جدید آن را در اشعار کوتاه و نوخسروانی اخوان ثالث می­توان دید.

     فرم­های رباعی، دوبیتی و قطعات نیز از دیگر قالب­ها و تنوع­های شعر کوتاه محسوب می­شوند. شعر کوتاه امروز، شعری است که تجربه­های آنی و زودگذر شاعر از وقایع و حوادث پیرامون خود را بیان می­کند؛ در شعر کوتاه شاعر تلاش می­کند تا لحظه­ای را که در نظر می­گذرد یا پدیده­ای یا مضمونی از هستی که مشاهده می­کند، از ذهن بگذراند. شعر لحظه را برخی با شعر هایکو درآمیخته­اند«این نوع شعر به لحاظ مفهومی اسلوب و کوتاهی مضمون یادآور اشعار کهن چینی و ژاپنی هایکو است.»(رستگار­فسایی،۱۳۸۰ :۶۶۲). و بنا به نظر ایشان، شعر کوتاه امروز یا شعر لحظه که طرح یا طرح­واره نامیده می­شود نتیجه ارتباط با ملل دیگر و ترجمه ادبیات و شعر آنان می­باشد. «شعرهای بسیار کوتاه فارسی را گاهی طرح، گاهی ترانک گاهی شعرک و گاهی شعر کوتاه و گاهی به اشتباه هایکو خوانده­اند.»(حسن­لی، ۱۳۸۳: ۲۴۷). شعر لحظه را نباید با مثل­ها و چیستان­ها یکی دانست؛ اگرچه هسا­شعرها از لحاظ فرم موجز و تصویرسازی با مثل­ها و چیستان­ها شبیه هستند امّا با آنها متفاوتند؛« چیستان­ها و مثل­ها فاقد کلمه، جمله یا عبارتی در پایان خودند که در حکم ضربه ناگهانی و نقطه عطف و پایان برای شعر محسوب می­گردد. »(چراغی، ۱۳۸۷: ۱۲). در حقیقت شعر کوتاه روشی است که شاعر می­تواند لحظه­ای کوتاه از دریافت­ها و تجربه­های خویش را بیان کند و به مخاطب انتقال دهد.

     در گیلان، شعر کوتاه یا شعر لحظه به هسه شعر معروف است که از پدیدآوران آن می­توان به  نام محمد بشرا اشاره کرد. هسا­شعر نوعی تحول یافته از شکل شعر گیلکی است که از بجارکاری شعر گرفته شده است. همان بجاره کار شعر است که زنان گیلان در شالی زارها هنگام کار کردن، زمزمه می­کردند و گاهی دسته جمعی هنگام کار در مزرعه با هم همصدا می­شدند؛ موسیقی برخاسته از این شعر را موسیقی کار می­گویند. زنان گیلان (گیلک و تالش) این نوع شعر را به آواز  می­خواندند تا بدین صورت کار برایش خسته کننده و ملال­آور نباشد و انرژی و روحیه مضاعف بگیرند زیرا شنیدن موسیقی و خواندن آواز تأثیر فراوانی در افزایش انرژی دارد و زنان گیلان از این فرصت استفاده کرده و شعرهای کوتاه را با همدیگر می­خواندند. «شعر کار شالی­زار شعر ایجاز است. شاعر برنج­کار در فرمی موجز تمامی اندیشه و احساس خود را به تصویر می­کشد. شعر ایجاز شالی­کاران، شعری برونی و عینی است تا بغرنج درونی و ذهنی. شاعر برنج کار، مشاهدات اجتماعی و مناسبات عاشقانه خود را با صداقت و سادگی روستایی و بی­پرده بیان می­کند.»(چراغی، ۱۳۸۷: ۵). شاعران تالشی که در زمینه هسا شعر طبع آزمایی کرده­اند عبارتند از شهرام آزموده، فرزاد بختیاری، فردوس سلیمانی، جمشید شمسی­پور، نورالدین صبوری، رامین صفرنیا، ماهره عاشقی، جانبرا علی­پور، آرمین فریدی، اکرم کرم­زاده، داود محبی­زاده، مؤمن منفرد و انوش ناریابی. در مجموع از لحاظ شمار شاعران هسه شعر تالشی، شاعران تالش جنوبی(فومن) بیشتر از شاعران تالش شمالی (ماسال و شاندرمن) بوده­اند و دلیل آن را می­توان نزدیکی و ارتباط بیشتر شاعران تالش جنوبی با شاعران هسا شعر گیلکی دانست که پیشاهنگ هسه شعر در گیلان بوده و در این نوع شعر، طبع­آزمایی کرده­اند.

تصویر

     هنگامی که اشیاء از طریق ذهن ادراک می­شوند، تصویری از آنها در خیال رؤیت می­شود.«عنصر خیال عبارت است صورت دگرگون شده محسوسات و مدرکات انسان.»(ثروتیان، ۱۳۸۳: ۵۲). و یا از نظر کدکنی«نیرویی است که صور جزئیه را بعد از این که از حس مشترک غایب شدند حفظ کند.»(شفیعی کدکنی، ۱۳۶۶: ۱۱). تصویر زبان مجازی شاعر است که خلاقیت­ها و هنر شعری خود را از طریق تصرفات خیال بیان کند.«هرگونه کاربرد مجازی زبان که شامل همه صناعات و تمهیدات بلاغی از قبیل تشبیه، استعاره، مجاز، کنایه، تمثیل، اغراق، تلمیح، اسطوره، اسناد مجازی، تشخیص، حس­آمیزی و … می­شود.»(همان: ۹ و۲۱).

     یکی از شگردهای هنری در شعر امروز به دلیل کم­رنگ بودن وزن عروضی، تکرار و بازی بیانی با واژگان و ترکیبات است. شاعران هسه­شعر به دلیل کوتاهی این نوع شعر باید از ترکیباتی استفاده کنند تا نهایت مفهوم و مضمون را بیان دارد و گاهی واژگان مفاهیم متعددی را در ذهن ایجاد می­کنند، معنای ظاهری کلام که در ارتباط با عناصر طبیعت پیوند خورده، پیام شاعر که در ورای ظاهر لفظ بیان می­شود و درون­مایه اجتماعی، اخلاقی، سیاسی و … که در پشت پیام شعر نهفته است و خواننده عادی قادر به درک مفهوم آن نیست. تصاویر از طریق عناصر طبیعی بومی مانند بهار، باغ، باران، آبشار، شاخه درخت، مه، شبنم، پروانه، برف، سینه سرخ، فاخته، درخت الاش، گوسفند بور، چشمه، شبهای مهتابی، صدای جیرجرک و … بیان می­شوند. که شکل تالشی به کار رفته بدین قرار است: آفتاو، شَو، منگ­تاو، بجار، گیریه، بندی­وری، سلمه­وا، منجره­تا، رمه، وزن، توله­آو، چکه­پردو… .

در هسه­شعرهای تالشی تصاویر از طریق ترکیبات بدیع ذیل پرورده شده­اند.

وضعیت هوا: مایه شور، خره­روج، سمبله شخ

طبیعت: داری خاله، سبلاکه خاله، سقه داری، کیشه خاله، لیون پراگرن، ورپوشه داری، الاشی سا، اناره کو، بره خالون

خشک چمه، چمه سر، چمه ور

 جانوران: زیزاخون، کوکو، بوره کاوی، سیرسنگ، پپو، شوتاو، دوزه اسب، زریه گا

 این ترکیبات از تشبیهات حسی به عقلی، حسی به حسی و عقلی به حسی و تشبیه تمثیل و ضمنی پروده شده­اند. نمونه تشبیه: تشبیه باغ به فرش­باف عنبرانی در هسه شعر آزموده است:

او سال وختی آمه / چمه باغ آبه ایله / عنبرانجه گلیم اوج(چراغی، ۱۳۹۲: ۳۵۸).

پتخنییه زیزاخون /وری دومنه/ سرایسپی / هنته یه اشتالو تیته(همان: ۳۶۱).

     در شعر فوق مبنای تصویرآفرینی تشبیه تمثیل است که با وجه شبه «هنته یه» بیان می­شود مجموعه­ای از تصاویر به مجموعه­ای از تصاویر دیگر تشبیه شده است. که سرخی سینه سرخ بر روی برف مانند شکوفه اشتالو بر شاخه است.

استعاره­ها به کمک تشخیص بیشترین نقش را در تصویرآفرینی ایفا می­کنند؛ استعاره مصرحه مرشحه در شعر زیر نمونه­ای از این کاربرد می­باشد.

منگ تاو کاریشه / پتیمه ت ویرزم آستمونی (همان: ۳۸۰)

نمونه­ای از جان بخشی( PERSONIFICATION­ ) در واژگان «رزه تا چینگ ژن»، « چمه اسرک ویکر »:

رزه تا / چینگ ژن سقه داری سینه / تا چی خلکینه / اشتن قوشن / خله بکر (همان: ۳۶۵).

خشکه لاته روار / آوتاوی غرصه دره / چمه اسرک ویکر(همان: ۳۹۴)

برامه دره گه آکرده … (همان: ۳۹۱) جاندارگرایی یا آنیمسم همانند این شعر در هسه شعرهای تالشی به کرّات دیده می­شود.

تکرار حروف یا همان هم­حروفی و واج آرایی حروف که سبب موسیقی شعر معاصر می­شود و خلأ وزن را پر می­کند نیز سبب تصویرهای بدیع در هسه شعرهای تالشی شده است.

گوده گوده پشمه نه / میل گینه رچ به رچ/  ننه حوصله وج(همان:۳۶۹)

تکرار چ، گ در شعر فوق بر اثر تکرار دو واژه گوده و رچ سبب تصویری زیبا و موسیقی دلنشین می­شود.

«سرا» در بند ذیل:

شوسا وختی ویرا / زریه گا سرا درا/ پر آبوسته بونه / چمه سرا (همان: ۳۸۲).

یا تکرار «هیزار» و «چم» در بند ذیل:

دینیا بلته سر هیزار ناجه ن / چم برا نشتیمه / هیزار چم اسرگ ویکردمه (همان: ۳۸۶ ).

تکرار «ویلا» و «میشین»:

ویلا/ ویلا/ لیون پراگرن. سخت آکر پااون دارپا (همان: ۳۷۶)

کوه پشنی سر/ می شین می شین / بهاری پرده بلکه(همان: ۳۷۰ )

تضاد و تناقض در تصویرسازی هسه­شعرهای تالشی نمود یافته است.

بره خالون گولون آبرده (همان: ۳۹۲)  (صُب، شو) بدا صب ببوم/ سیرسنگی خنده را / تابچکه شوی خاو(همان:۳۶۴)

ننه سیا گیسه، ایسپی آبو(همان:۳۷۴)

تناسب بین کلمات (بند، وا)، (منگ­تاو، ظلمات)، (گیره، پت، تشت، خلا)، (شو، شوتاو) (بو، ریحون)

غزری/ زینگه/ شخته/ آفتاو تنخا نشته برمه (همان:۳۹۰)

تناسب بین زمستان، برف، یخ، قندیل = زموستون، ور، یخ، زنگ لوله (همان:۳۸۴). نقش مهمی در تصویرسازی هسه­شعرهای تالشی داشته است.

هوا ایهام دارد هم به اکسیژن و هم به خواستن و تمایل:

استیمه/ نفس کشم/ ایته گرد و خاکه / و ماش اشته هوانه / چمه سینه یاسی بو گره(همان:۳۶۶)

مضمون(Theme)

     معمولاً مضمون را همان تم یا درون­مایه می­گویند در حالی که وقتی درون­مایه­ها تکرار می­شوند به آنها مضمون می­گویند. مضمون همان پیام شاعر یا نویسنده است و درون­مایه چکیده و عصاره کلام شعری شاعر. مضمون موتیف مفهومی تکرار شونده است که همانند خطی در سرتاسر اثر هنری کشیده شده است در حقیقت مضمون و درونمایه اندیشه و فکر مسلط شاعر در اثر است و با موضوع متفاوت است. اگر موضوع­ها را به جهان­بینی تشبیه کنیم، درونمایه­ها ایدئولوژی­های برگرفته از آن جهان­بینی­ها هستند»(مستور،۱۳۸۴:­۳۰). یعنی ممکن است شعری موضوعش عارفانه باشد اما مضمونش عقل باشد یا عاشقانه باشد، مضمونش عشق باشد. در حقیقت مضمون «بیان و روایت هنری یا ادبی موضوع در ضمن یک بیان ادبی، بیان می­شود.»(شمیسا،۱۳۷۸ : ۲۹۵).

     در هسه­­شعرهای تالشی، شاعران، مضامین را با حسن تعلیل زیبای ادبی در هم می­آمیزند و واقعیت هستی را گاهی فلسفی­گونه به تصویر می­کشند؛ این واقعیات، قوانین طبیعت در چهار فصل سال است، از تصویر زیبای غروب و طلوع آفتاب، از روز و شب شدن­ها، از وحدت و یکپارچگی عناصر، از نقاشی و موسیقی بی­مانند طبیعت از خطرات و پدیده­های طبیعی تا تکامل و تداوم آنها، از حقیقت هستی و اتصال مخلوقات با خالق در لباس کثرات از عشق و انتظار عارفانه و عاشقانه و از واقعیت مرگ و زندگی سخن می­گویند. نگارنده برای درک بهتر، مضامین هسه­ شعرها را با بیان درون­مایه مربوط در جدول ذیل ذکر کرده است.

مضمون درون مایه شاعر
انتظار ۱- انتظار بیهوده کشیدن و حجاب راه بودن

۲- انتظار و امید وصال معشوق

۳- انتظار عبث و بیهوده

۴- از روزگار انتظار بیهوده داشتن

سلیمانی

سلیمانی

عاشقی

کرم زاده

قوانین طبیعت ۱- تکامل در طبیعت و خلقت و وحدت در اجزای طبیعت

۲- آفتاب غروب کرده است

۳- فصل پاییز رسیده است

۴- روز شده است

۵- وحدت اجزاء و عناصر طبیعی

۶- خطر نابودی طبیعت

۷- توصیف صرف طبیعت

۸- زیبایی و آواز دلنشین طبیعت

۹- خارها محافظ گل­ها هستند و دشمن زنبورهای عسل

۱۰- در زمستان زندگی برای حیوانات دشوار است

۱۱- همبستگی عناصر طبیعی

۱۲- خشکسالی (آفتاب با تابش زیاد لج چمشه را درآورده است)

سلیمانی

سلیمانی

محبی زاده

محبی زاده

سلیمانی

آزموده

بختیاری

صبوری

منفرد

منفرد

منفرد

منفرد

ناریابی

ناریابی

وحدت ۱-  تمام طبیعت را جزئی از اجزای حق دیدن (کثرت در وحدت)

۲- یکی شدن و اتصال با محبوب همانند سایه با شب

شمسی پور

 

فریدی

حقیقت ۱- دل به وصال حقیقت رسیده است

۲- حقیقت بر دروغ پیروز است

شمسی پور

شمسی پور

صبر، پایداری، آرزو،

 برکت، حسرت،

نیکی،

۱- مادر صبور و حوصله­دار است

۲- رسیدن به هدف نتیجه پایداری و استقامت است

۳- آرزو انگیزه زندگی است

۴- حیوانات اهلی مایه برکت هستند

۵- نوستالژی و حسرت از گذشته­ها

۶- نیکی بی­یاور است

شمسی پور

صبوری

علی پور

علی پور

کرم زاده

منفرد

عشق و شادی ۱- برای خوشحالی محبوب هر کاری کردن

۲- عشق غماز است

۳- بی­وفایی و  بی­تعهدی معشوق زمینی

۴- عاشق صبور نیست

۵- بوی وجود دوست از هر چیزی با ارزش­تر است

۶- یار رفته و آثارش بر جای مانده است

۷- معشوق از هر چیزی زیباتر است

۸- پیغام به معشوق نرسیده است

۹- خنده، غذای روح است

شمسی پور

شمسی پور

شمسی پور

شمسی پور

شمسی پور

شمسی پور

عاشقی

فریدی

صفرنیا

گمراهی و غفلت ۱- آگاهی و بیداری دردناک است

۲- غفلت از آمدن مرگ

۳- تلاش برای از بین بردن گمراهی

بختیاری

بختیاری

سلیمانی

زیبایی های بهار ۱- بهار سبب رنگارنگی باغ می­شود

۲- نوید بهار و سپری شدن زمستان

آزموده

شمسی پور

مرگ ۱- زمان مرگ فرا رسیده است

۲- تلاش برای حیات

۳- هر لحظه خطر مرگ در کوهستان وجود دارد

صفرنیا

منفرد

منفرد

 

نتیجه­گیری

درون­مایه­ها و مضامین هسه­­شعرهای تالشی از سیزده شاعر به نام­های، شهرام آزموده، فرزاد بختیاری، فردوس سلیمانی، جمشید شمسی­پور، نورالدین صبوری، رامین صفرنیا، ماهره عاشقی، جانبرا علی­پور، آرمین فریدی، اکرم کرم­زاده، داود محبی­زاده، مؤمن منفرد و انوش ناریابی مورد بررسی قرار گرفت که در مقام نتیجه، تصاویر به کار گرفته شده شاعران مربوط، عمدتاً انتزاعی و به ندرت حسی و ملموس بود در هسه­شعرهای تالشی شاعر مربوط بیشتر به قوانین طبیعت و حوادثی که در حقیقت زندگی به وقوع می­پیوندد و زیبای­های طبیعت و حضور عشق در سرتاسر هستی سخن می­گویند و در شعرشان به حقیقت مرگ، غفلت، جهل، انتظار بیهوده، حقیقت هستی، وحدت و … نیز توجه نموده­اند.

مضامین عمده هسا شعرهای تالشی - شاندرمن۲۰

 

 

منابع و مأخذ

  • ثروتیان، بهروز. ۱۳۸۳، فن بیان درآفرینش خیال، چاپ اول، تهران: امیرکبیر.
    1. حسن لی ،کاووس،۱۳۸۳، گونه­های نوآوری در شعر معاصر ایران، تهران: ثالث.
    2. چراغی، رحیم، ۱۳۸۷، ادبیات شفاهی و هسا شعر، نشریه شعر، شماره ۶۱٫
    3. _______ ، ۱۳۹۲، شاعران هسا شعر، چاپ اول، رشت: گیلکان.
    4. رستگار فسایی، منصور، ۱۳۸۰، انواع شعر فارسی، شیراز: نوید.
  • سعدی، مصلح­الدین، ۱۳۸۴، گلستان به تصحیح دکتر غلامحسین یوسفی، چاپ هفتم، تهران: خوارزمی.
  • شفیعی کدکنی، محمدرضا، ۱۳۶۶، صورخیال، چاپ سوم، تهران: آگاه.
    1. شمیسا، سیروس،۱۳۷۸، نقد ادبی، چاپ اول، تهران: انتشارات فردوس.
  • میرافضلی، سیدعلی،۱۳۸۶، پیشینه شعر کوتاه در زبان فارسی، مجله زبان و ادبیات، شماره ۶۱٫
  • نوروزی، جهانبخش،۱۳۷۳، شناخت زیبایی، تهران.

[۱] –  کارشناس ارشد زبان و ادبیات فارسی  

– چاپ شده در ماهنامه تالش شماره ۸۰

و اما جهت آشنایی بیشتر شما با خانم “سونیا رحمتی نژاد” محقق جوان اهل شاندرمن ( که در آینده از او بیشتر خواهید شنید) توجه شما را به مختصر توضیحاتی در خصوص ایشان جلب می نماییم:

سونیا رحمتی نژاد که در شناسنامه صغری نامیده شده است در خانواده­ای تالش زبان در روستای انجیلان واقع در شهرستان شاندرمن که در غرب استان گیلان قرار دارد در سال ۱۸ بهمن ۱۳۶۳ در یکی از روزهای سرد و برفی زمستان متولد شد. وی دوران ابتدایی را در مدرسه روستای محروم همجوار یعنی ظهرابچی گذراند و پایه راهنمایی را در مدرسه پیرسرا و در ادامه سه سال دبیرستان را در مدرسه شبانه­روزی خدیجه کبری ماسال و یک سال در پیش­دانشگاهی عظمت ماسالی در رشته علوم انسانی سپری کرد وی بعد از اتمام تحصیلات متوسطه در سال ۱۳۸۴ در رشته زبان و ادبیات فارسی در مقطع کارشناسی وارد دانشگاه گیلان در رشت شد و چهارسال در این دانشگاه تحصیل نمود سپس در دانشکده ادبیات دانشگاه ارومیه مقطع کارشناسی ارشد را با رساله « سمبولیسم در مثنوی های شیخ فریدالدین عطار» به سال۱۳۹۱ به پایان رساند. وی هم اینک به تدریس در مقاطع پایه تحصیلی مشغول به خدمت است.

رحمتی نژاد علاوه بر تحصیلات آکادمیک به کارهای هنری همچون موسیقی و خطاطی نیز رغبت نشان داد. وی ساز کوبه­­ای دف را نزد استاد بزرگ مهدی سنگی کرمانشاهی تلمذ نمود و خوشنویسی را نزد استاد اکبری فرد شاگردی کرده است.

از آثار پژوهشی ایشان می­توان به:

۱- «حسام­الدین چلبی اورموی و مثنوی معنوی» در کنگره بین­المللی حسام­الدین چلبی اورموی با همکاری کشور ترکیه در ایران

۲- «حسام الدین چلبی اورموی الاصل» همایش ملی شهر اورمیه

۳- «سورئالیسم در اشعار شیخ عطار» سمپوزیوم بین­المللی انجمن ترویج زبان و ادب فارسی دانشگاه علامه طباطبایی با همکاری کشورهای منطقه

۴- «بررسی دو روایت تمثیلی مشترک عطار با متن مرزبان­نامه بر اساس ساختار روایی» در همایش پژوهش­های ادبی دانشگاه شهید بهشتی

۵- مقام پنجمی در همایش علمی پژوهشی امام رضا (ع) در آیینه ادبیات معاصر با عنوان «شخصیت معنوی امام رضا(ع) و موتیف های رضوی در شعر معاصر»

۶- « تصویرآفرینی و مضمون­پردازی در هسه شعرهای تالشی» برگزیده ده مقاله برتر همایش منطقه­ای شعر و ادب تالشی.

Be Sociable, Share!

یک دیدگاه برای “تصویر آفرینی و مضمون پردازی در هسه شعرهای تالشی

  1. مقاله بسیار پرمحتوایی بود.
    با آرزوی توفیق و پیروزی برای سرکار خانم رحمتی نژاد و باقی دست اندرکاران.
    پیشنهاد میکنم در باقی شبکه های اجتماعی پر مخاطب تر هم فعالیتهای تخصصی اینچنین داشته باشید.
    سپاس.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.