شعر “شاندرمین” از امین رحمانی (للیکه دار)

شاندرمین از قدیم شاه همنشین بَه

اَ ک^ ور شه شاه نَه، کونجانشین بَه

شاندرمینی زوعَه خَیلی زیرَنگَه

دشبِندی ناری کو حاضر بجنگَه

شاندرمینی کیلَه خَیلی نجیبَه

که غَیر ام^ ببو خَیلی عجیبَه

شاندرمینی روار، بَندی روارَه

چَمَه گیریَه سیفی، دَشته، خوارَه

شاندرمین وان، خَوانون گیریه جا بَه

مگه هر ناکَسی را، راه کو سا بَه

آویشو هیچ زونی چرا درازَه؟

چرا وَزَنی آبشار عنته نازَه؟

خدا اشتن دسینه راچ آکَردَه

چ خاکی پاکی را اَی ماچ آکَردَه

 

برگردان فارسی:

شاندرمن از قدیم با حاکم هم نشین بود

هر کس با حاکم در می افتاد بیچاره می شد

پسر شاندرمنی خیلی زرنگ است

جلوی دشمن همیشه حاضر به جنگ است

دختر شاندرمنی بسیار نجیب است

که غیر این هم باشد خیلی عجیب است

رودخانه شاندرمن از کوهها سرچشمه می گیرد

ییلاقات ما چون دشته و سیفی صاف و زیباست

نقل شده است که شاندرمن ییلاق خان ها بوده است

و برای هر ناکسی سایه بان نبوده است

آیا علت بلندی غار آویشو را میدانی؟

آیا دلیل زیبایی آبشار وَزَن را میدانی؟

پروردگار با دستان خویش ایناه را خلق کرده

و به خاطر پاک بودن خاکش بر آن بوسه زده

 

 

Be Sociable, Share!

4 دیدگاه برای “شعر “شاندرمین” از امین رحمانی (للیکه دار)

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.