گزارش «نخستین همایش بین‌المللی زبان‌ها و گویش‌های ایرانی کرانه جنوبی دریای خزر»

گزارش «نخستین همایش بین‌المللی زبان‌ها و گویش‌های ایرانی کرانه جنوبی دریای خزر» در مراسم افتتاحیه که توسط دکتر محرم رضایتی کیشه‌خاله، دبیر علمی ارائه شد. این همایش در ۱۴ و ۱۵ اردیبهشت‌ماه ۱۳۹۵ در دانشگاه گیلان برگزار گردید.

به نام خـــدای جهان‌آفرین

حـکیم سـخن در زبان‌آفرین

محضر استادان، محققان، زبان‌شناسان، ادیبان، دانشجویان، علاقـه‌مندان بـه گویش‌های ایرانی و همـۀ حضـار و میهمانان گرامی که از راه‌های دور و نزدیک، از خارج و داخل کشور به این مجمع بزرگ علمی تشریف آوردند سلام عرض می‌کنم و خیر مقدم می‌گویم. به سرزمین گیلان و به بزرگترین مرکز علمی‌اش، دانشگاه گیلان خوش آمدید. بسیار خوشحالیم که افتخار میزبانی شما پژوهشگران بزرگوار نصیب ما افتاده است.

استان گیلان و دیگر استان‌های کرانۀ جنوبی دریای خزر، همچنانکه از نظر تنوع طبیعی و جغرافیـایی منطقـه‌ای ویژه و برجسته می‌نماید، از نظر فرهنگی، قومی و زبانی نیز موقعیتی کاملاً متنوع و متمایز دارد. اقـوام گیلـک و مازنی و تات و تالش و گالش و … در عین تمایز و تنوع قومی و زبانی قرن‌هاست که به خوشی و خرمـی در کنـار هم زندگی می‌کنند. اما از آنجا روزگار ما عصر یکنواختی و یکدستی شده‌است، و اژدهای تجدد با نیروی روزافـزون قصد کرده‌است اندک‌اندک تمام جلوه‌های حیات متنوع سنتی را فرو ببلعد، گویش‌های خزری نیز همچـون دیگر مظاهر فرهنگی و اجتماعی این منطقه در معرض فروپاشی و نابودی تدریجی قرار گرفته‌اند. هم‌اکنون نتیجۀ طبیعی بسیاری از دوزبانگی‌های این منطقه به تک‌زبانگی دوم و پسین مبدل شده‌است. زبان فارسی گویش‌های این منطقه را به نحو چشمگیری پس رانده‌است و عنقریب گویش‌های محلی به موزه‌ها بپیوندند. هرچند ایستادگی در برابر این سیل بنیان‌کن جهانی، فعلاً رؤیایی شیرین و ساده‌لوحانه است، با این حـال از سـرعت آن مـی‌شـود کاست. برگزاری چنین همایش‌هایی به طور غیرمستقیم می‌تواند نقش ارزنده ای در حفظ این مواریـث فرهنگـی داشته باشد.

مرگ یک گویش، مرگ یک تاریخ است. مرگ یک نسل است. نابودی یک فرهنگ و عقیده و سنت است. گم‌شدن بخشی از حیات معنی یک ملت است. بنابراین، حفظ و استمرار آنها از جهات مختلف اهمیت دارد. در بررسی جهانی‌های زبان و نظریه‌های زبانی، هرچقدر گویش‌ها و گونه‌ها متنوع و افزون‌تر باشند، نتایج، دقیق‌تر و میزان خطاها کمتر می‌شود. گویش‌ها می‌توانند در بازشناسی و تصحیح متون تاریخی و ادبی به ما کمک کنند و برخی ابهامات احتمالی آنها را برطرف نمایند. از طریق گویش‌ها بهتر می‌توانیم به شناخت اقوام و فرهنگ و سنت آنها پی ببریم. از طرفی حفظ و استمرار گویش‌ها ضـمن ایجـاد تنـوع زبـانی کـه ذاتـاً امـری خوشایند و نیکوست، می‌تواند در توسعه، تقویت و بازسازی زبان فارسی در سطوح مختلف مؤثر باشد.

زبان‌های ایرانی نو را به شیوه سنتی به دو گروه شرقی و غربی طبقه‌بندی می‌کنند که هریک از آنها به زیرگروه‌های شمالی و جنوبی تقسیم می‌شوند. مبنای این طبقه‌بندی، نحوه تحولات این زبان‌ها در نوآوری، و یا حفـظ و ادامـۀ قواعدی است که قبلاً در زبان‌های ایرانی باستان و زبان‌های ایرانی میانه وجود داشته‌اند. بدیهی است هرچقدر مطالعات گویش‌شناسی ایرانی از دیدگاه تاریخی و توصیفی دقیق‌تر باشد، آگاهی‌های بهتری از رده‌شناختی زبان‌های ایرانی به دست می‌آید.

زبان‌ها و گویش‌های ایرانی کرانۀ جنوبی دریای خزر شامل گیلکی، تالشی، تاتی، گالشی، تبری، کتولی، مازنی و… با گونه‌های مختلف آنها و همچنین زبان‌های سمنانی از قبیل شهمیرزادی، سنگسری، سرخه‌ای و … است که خود بخش کوچکی از مجموعۀ زبان‌های ایرانی هستند که حد شرقی آن زبان سریکلی در ایالت سین‌کیان چین، حـد غربی آن زبان‌های دیملی و زازا و گورانی در ترکیه، حد شمالی آن زبان آسی در گرجستان و حد جنوبی آن زبان کمزاری در شبه‌جزیره مسندم عمان است. هرچند در رده‌بندی زبان‌ها، زبان‌هـای ایرانـی رایـج در کرانـۀ جنـوبی دریای خزر در ذیل زبان‌های ایرانی نوی گروه شمال غربی تعریف می‌شوند و غالباً با آنها همخوانی دارند، بـا ایـن‌حال، از دیگر زبان‌های این گروه، با مختصاتی متمایز می‌شوند که خاص زبان‌های گروه شرقی است. از ایـن نظر، زبان‌ها و گویش‌های ایرانی کرانۀ جنوبی دریای خزر می‌توانند در رده‌شناسـی زبان‌هـای ایرانـی حلقـۀ ارتبـاط بـین زبان‌های گروه غربی و گروه شرقی باشند که از این منظر کمتر ارزیابی و مطالعه شده‌اند.

هرچند پژوهش‌های مربوط به گویش‌های ایرانی، از جمله گویش‌های کرانۀ جنوبی دریای خزر در چند دهۀ پیش بسیار اندک، پراکنده و نامنظم بود و بیشتر به تک‌نگاشت‌هایی از مستشرقان و ایران‌شناسان خارج از کشور محدود می‌شد، اما از سه دهۀ پیش به این طرف، پژوهشگران ایرانی از دانشگاهیان گرفته تا گویشوران علاقه‌مند به طور جدی وارد این عرصه شده و آگاهی‌های فراوانی از گویش‌های ایرانی فراهم آورده‌اند. با این حال، گستردگی جغرافیایی زبان‌ها و گویش‌های ایرانی و تنوع گونه‌ها و لهجه‌های آنها به حدی است که هنوز اطلاعات دقیق و تصویری کلی و روشن از نظر طبقه‌بندی جغرافیایی و رده‌شناختی، و پیشینۀ تاریخی و ریشه‌شناختی آنها نمی‌توان ارائه داد. این کنکره بزرگ بین‌المللی فرصت مناسب و ارزشمندی است تا محققان و پژوهشگران زبان‌شناس، آخرین دستاوردهای علمی خود در حوزه‌های مختلف مربوط به این زبان‌ها را در اختیار جامعۀ علمی کشور قـرار دهند. خوشبختانه در اغلب محورهای پیشنهادی فراخوان همایش، مقالات ارزشمندی تهیه و به دبیرخانۀ همایش ارسال شد. با آنکه موضوع همایش، قلمرو محدودی از جغرافیای زبانی را فرا می‌گرفت، با این حال، شعاع تحقیق از مرزهای ایران به خـارج از کشور هم کشیده شد و از کشورهای ارمنستان و آذربایجان و آلمان و آمریکا مقالاتی دریافت کردیم که بسیاری از آنها در این همایش ارائه می‌شود.

مجموع مقاله‌هایی که در در دبیرخانۀ همایش ثبت گردیده، بیش از  ۲۶۰ عنوان بوده‌است که از میان آنها ۲۱۹ خلاصه مقاله در مجموعۀ چکیده‌مقالات، چاپ شده و در اختیار شما قرار گرفته‌است. حدود ۷۰ مقاله هم در قالب سخنرانی ارائه می‌شود و نزدیک به ۸۰ مقاله دیگر نیز همراه با سخنرانی‌ها در کتاب مجموعه‌مقالات همایش که بالغ بر چندین مجلد خواهد بود، ان‌شاءاالله به چاپ می‌رسد. تنوع مقالات موجب شد مجریان همایش آنها را در ذیل نشست‌ها و موضوعات مختلفی تعریف و طبقه‌بندی کنند. این تصمیم هرچند بر مذاق اهل تحقیق و سلائق مختلف، خوش می‌نشیند، اما در مواردی کار را بر برنامه‌ریـزان همایش سخت‌تر کرد. به همین سبب برخی عناوین را خیلی با موضوع نشست‌ها مرتبط نمی‌بینیم. همـۀ مقـالات توسط اعضای کمیتۀ علمی با دقت مطالعه و ارزیابی شدند. هرچند اغلب آنها جنبۀ مروری و ترویجی داشتند، با این حال مقالات زیادی وجود دارند که با اصلاحات پیشنهادی داوران، قابلیت چاپ در نشریات علمی-پژوهشی کشور را دارند و ما نیز همانطور که وعده داده بودیم مقالات برگزیده همایش را در مجلۀ علمی- پژوهشی منتشر خواهیم کرد.

از این فرصت استفاده کرده، محضر شریف پژوهشگران زبان‌شناس و علاقه‌مند به زبان فارسی و گویش‌های ایرانی اعلام می‌کنم که دانشگاه گیلان خوشبختانه موفق شده‌است مجوز راه‌اندازی نشریۀ علمی- پژوهشی «زبان فارسی و گویش‌های ایرانی» را از کمیسیون نشریات علمی وزارت علوم، تحقیقات و فناوری اخذ کند. این توفیق به همت همکاران ما در دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه گیلان به دست آمده‌است که جا دارد از همۀ آنها تشکر کنم و نیز به جامعۀ علمی کشور، بویژه دوستداران زبان فارسی و گویش‌های ایرانی تبریک بگویم. از این به بعد می‌توانید با این نشریۀ جدید، ارتباط علمی نزدیکی داشته باشید.

انتخاب مقالات برای ارائه در همایش، به معنی ترجیح اعتبار علمی آنها بر دیگر مقالات نبوده‌است. برخـی ملاحظات از جمله محدودیت ارائه، هم‌پوشانی موضوع، ترجیح مطالعۀ دیداری بر نوع شنیداری آنها و مواردی دیگر از این دست، مانع از ارائۀ شفاهی همۀ آنها گردید. با این حال، برخی نیز در اولویت دوم بوده‌اند. نام و نشان بسیاری از اعضای مؤسسات علمی و دانشگاه‌های سراسر کشور زینت‌بخش دفتر این همایش هست و اغلب آنها در جمع امروز و فردای ما حضور دارند. از دانشگاه سیستان و بلوجستان گرفته تـا دانشگاه تبریـز، از دانشگاه فردوسی مشهد تا دانشگاه کردستان، پژوهشگران گویش‌شناس و زبان‌شناس در این جمـع شـرکت کرده‌اند. این امر گستره استقبال عمومی محققان و علاقه‌مندی آنها را به این موضـوع بخـوبی نشـان مـی‌دهـد. تقریباً همۀ زبان‌ها و گویش‌های مطرح در فراخوان، مورد توجه پژوهشگران قرار گرفت، هرچند درمورد برخی از آنها چنانکه انتظار می‌رفت، دریافت مقالـه بیشتر بـوده‌است. نگـاهی گـذرا بـه عنـاوین سـخنرانی‌ها و نویسـندگان چکیده‌مقالات، حاکی از آن است که قلمرو گویش‌شناسی در انحصار متخصصان زبان‌شناسی، فرهنـگ و زبان‌هـای باستانی و زبان و ادبیات فارسی محدود نبوده، بلکه محققانی از حوزه‌های تاریخ، جغرافیا، جامعه‌شناسی، باستان‌شناسی، ایران‌شناسی و حتی علاقه‌مندان متفنن دیگر رشته‌ها، هریک به فراخـور علایق و گرایش‌های خاص خود به این امر اهتمام داشته‌اند.

در برگزاری این همایش چند مرکز پژوهشی با دانشگاه گیلان همکاری علمی و اجرایی داشته‌اند، از جمله پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، انجمن علمی زبان‌شناسی، فرهنگستان زبان و ادب فارسی، پژوهشگاه میراث فرهنگی و گردشگری و بنیاد ایران‌شناسی. در سطح استان نیز علاوه‌بر دانشگاه آزاد اسلامی واحد رشت، استانداری گیلان، اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی، حوزه هنری استان، میراث فرهنگی و گردشگری استان، برنامه و بودجۀ استان و مؤسسۀ آموزش عالی غیرانتفاعی دامون فومن مشارکت مادی و معنوی داشته‌اند که جـا دارد از همۀ آنها به نیکی یاد کنم و دستشان را به گرمی بفشارم. مخصوصاً از دوست و همکار فاضل و بزرگـوارم جناب دکتر فاضلی، مدیرکل محترم فرهنگ و ارشاد اسلامی استان سپاس‌گزارم که از ابتدای برنامۀ همایش تا به امروز از هیج مساعدتی دریغ نورزدیدند و با حسن تدبیر بسیاری از گره‌ها را گشودند. همچنین سپاس ویژه دارم از همکار ارجمند و مدیر توانا، جناب دکتر کیوان محمدی، رئیس محترم برنامه و بودجۀ استان که امـروز و فردا بر خوان کرمش‌ ان‌شاءاالله به یغما خواهیم نشست.

همچنین جا دارد از ریاست محترم دانشگاه گیلان، جناب دکتر احمد رضی که در سفر خارج ار کشور هستند، از معاونت پژوهش، تحقیقات و فناوری دانشگاه، جناب دکتر میرحسینی، ریاست محترم دانشـکده ادبیـات و علـوم انسانی، جناب دکتر رستمی، اعضای زحمـت‌کش کمیتۀ علمـی و اجرایـی همـایش، اعضـای محتـرم کمیتـۀ دانشجویی، کارکنان خدوم حوزه پژوهشی دانشگاه گیلان، و همچنین از ریاسـت محترم، معاونت پژوهشی و رییس محترم دانشکده ادبیات دانشگاه آزاد اسلامی واحد رشت، خانم دکتر رحمانی، بالاخص از دوست و همکار شائق و پژوهشگر گویش‌شناس، جناب دکتر جهاندوست سبزعلیپور که سمت دبیر اجرایی این همایش را بر عهده داشتند صمیمانه سپاسگزاری می‌کنم. انصافاً ایشان نه‌تنها یار و همراه شاطر اینجانب، که راهبر بسیاری از برنامه‌ها و امور اجرایی این همایش نیز بودند.

اگر غم نان نبود و بیم جان، و سیاست خودگردانی و خوکفایی دانشگاه مجبورمان نمی‌کرد که گاه بر در ارباب بی‌مروت دنیا ساعت‌ها به انتظار بایستیم و بنشینیم تا خواجه مگر پشیزی به ترحم به دستمان بگذارد یا نه! می‌توانستیم بـه نـدای بسیاری از متخصصان زبان‌هـا و گویش‌های ایرانـی از کشورهای مختلف که علاقه‌مند به شرکت در این جمع بودند جواب مثبت دهیم و این همایش را از لـونی دیگـر برپا کنیم! اما چه می‌شود کرد!

آب گل خواهد کـه با دریا رود / گل گرفته پـای او را می‌کــشد

گر رهاند پای خود از دست گل / گل بماند خشک و او شد مستقل

سخنم را با آرزوی سلامت و سعادت برای شما میهمانان گرامی و اندیشمندان گویش‌شناس، محققان فاضل و همۀ عزیزانی که موجب روایی و رونق علمی این محفل شده‌اید، با شعری منثور از شاملو به پایان می‌رسانم.

از دست‌های گرم تو

کودکان توأمان آغوش خویش

سخن‌ها می‌توانم گفت

غم نان اگر بگذارد

نغمه در نغمه درافکنده

ای مسیحِ مادر، ای خورشید

از مهربانی بی‌دریغ جانت با چنگ تمامی‌ناپذیر تو

سرودها می‌توانم کرد

غم نان اگر بگذارد

رنگ‌ها در رنگ‌ها دویده

از رنگین کمان بهاری تو

که سراپرده در این باغ بهاری من برافراشته است

نقش‌ها می‌توانم زد

غم نان اگر بگذارد

چشمه‌ساری در دل و

آبشاری در کف

آفتابی در نگاه و

فرشته‌یی در پیراهن

از انسانی که تویی

قصه‌ها می‌توانم کرد

غم نان اگر بگذارد


با کلیک روی تصویر زیر پنجره اى ظاهر خواهد شد که مى بایست روى گزینه OK کلیک نمایید تا به عضویت کانال شاندرمن۲۰ در آیید.

بنر عمودى متحرک شاندرمن٢٠

Be Sociable, Share!

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.